مِنَ الصِّدِّيْقِيْنَ عِنْدِي » .
« 1 »
معلوم مىشود كه مقام صديقين كه از اعلا مراتب مقامات انسانيه است ، به رضا و صبر و شكر حاصل شود ، و معلوم است مقام رضا ارفع از آن دو مقام است .
وَ عَنْهُ - عَلَيْهِ السَّلامُ - قالَ :
« لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللّهِ - صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ - يَقُوْلُ لِشَيْءٍ قَدْ مَضى : لَوْ كانَ غَيْرُهُ ! » .
« 2 »
وَ قَدْ حُكِيَ عَنْ عَمّار - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - أنَّهُ قالَ فِي صفَّيْن :
« اللّهُمَّ إنَّكَ تَعْلَمُ أنِّي لَوْ أعْلَمُ أنَّ رِضاكَ فِى أنْ أقْذِفَ بِنَفْسِى هذا الْبَحْرَ لَفَعَلْتُ . اللّهُمَّ إنَّكَ تَعْلَمُ أنِّي لَوْ أعْلَمُ أنَّ رِضاكَ فِي أنْ أضَعَ ظَبَّةَ سَيْفِي في بَطْنِي ثُمَّ أنْحَنِي عَلَيْهِ حَتَّى يَخْرُجَ مِنْ ظَهْرِي لَفَعَلْتُ . اللّهُمَّ إنّي أعْلَمُ مِمّا عَلَّمْتَنِي أنَّي لا أعْمَلُ عَمَلًا الْيَوْمَ هذا هُوَ أرْضى لَكَ مِنْ جِهادِ هؤُلاءِ الْفاسِقينَ » .
« 3 »
هامش
( 1 ) - خداوند تعالى فرموده است : بندهء مؤمنم را به كارى نمىگيرم مگر آنكه آن را براى او خير قرار مىدهم ، پس او بايد به قضاىِ من راضى باشد ، و براى بلاىِ من صبر كند ، و نعمتهاى مرا شكر گويد . اى مُحمّد او را نزد خود از صدّيقين خواهم نوشت . ( همان مصدر ، همان باب ، ص 50 ، 51 ، ح 6 ) .
( 2 ) - رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - براى چيزهايى كه واقع نمىشد و يا گذشته بود ، نمىگفتند : اى كاش طور ديگرى مىشد . ( همان مصدر ، همان باب ، ص 52 ، ح 13 ) .
( 3 ) - از عمّار بن ياسر - رضي اللَّه عنه - حكايت شده كه در واقعهء صفّين گفت : خدايا تو مىدانى كه اگر من بدانم رضاى تو در اين است كه خود را به دريا افكنم ، اين كار را خواهم كرد . و خدايا تو مىدانى كه اگر بدانم رضاى تو در اين است كه نوك شمشير را در شكم خود فرو كنم تا از پُشتم خارج شود ، اين كار را خواهم كرد . خدايا از آنچه كه به من تعليم دادى آموختم و دانستم كه من امروز كارى را كه خوشايندتر باشد نزد تو از جهاد با اين گروه فاسقين انجام نمىدهم . در متن اين حكايت ، بعد از « جهاد هؤلاءِ الفاسقين » آمده است :
« و لو أعلم اليوم عملًا أرضى لك منه لَفعلتُه » .
( وقعة صفّين ، نصر بن مزاحم المنقري ، ص 320 ) .