مضمون فرموده كه : رضا اسم است از براى وقوف صادق بنده با مرادات الهيه ، بطورى كه ارادهء خود را به كار نيندازد ، و التماس و خواهش نكند تقدّم يا تأخّرى را در هيچ امرى از امور ، و نه طلب كند زيادى را يا استبدال حالى را . و به عبارت ديگر ، عبد را از خود ارادهاى نباشد و ارادهء او و خواهشهاى او فانى در اراده حق باشد . و از اين جهت ، اين از اوائل مراتب خواص و اشقّ مراتب است بر عامه « 1 » ، انتهى كلامه مترجماً مع تغييرٍ ما .
و اين تعريف به نظر نويسنده درست نيايد ؛ زيرا كه اگر مقصود از وقوف ارادهء عبد با مرادات حق ، فناى اراده باشد ، اين از اوائل مقامات فنا است ، و مربوط به مقام رضا نيست . و اگر مقصود عدم ارادهء عبد باشد در مقابل ارادهء حق ، اين مقام تسليم است و دون مقام رضا است .
بالجمله ، مقام رضا عبارت است از : خشنودى و فرحناكى عبد از حق و مرادات او و قضا و قدر او . و لازمهء اين خشنودى ، خشنودى از خلق نيز هست و حصول فرح عام مىباشد ؛ چنانچه ممكن است مراد شيخ الرئيس « 2 » در
هامش
( 1 ) - شرح منازل السائرين ، مولى عبد الرزَّاق كاشاني ، ص 204 .
( 2 ) - حُجَّة الحقّ ، شرف الملك ، الشيخ الرئيس أبو علي حسين بن عبد اللَّه بُخارى معروف به ابن سينا . ( متولّد در 373 و متوفّاى 427 هجرى قمرى ) از أعاظم حكما و فلاسفه و أطبّاى اسلامى است . وى در بُخارا كسب علم كرده ، و در ده سالگى قرآن كريم را حفظ نموده ، و منطق و هندسه و نجوم را از أبو عبد اللَّه ناتلى آموخته ، سپس به تحصيل علوم طبيعى و طبّ و ما بعد الطبيعة پرداخته است .
مطالعهء آثار فارابى ، فكر او را به خود مشغول ساخته و موجبات علاقهء فراوان وى را به فلسفه فراهم آورده است . ابن سينا از خود آثار فراوانى به يادگار گذاشته كه از همه مشهورتر شفا ( كه دائرة المعارف علوم عقلى است ) و قانون در طبّ است . مدفن وى بنا بر مشهور ، شهر همدان است .
( ريحانة الأدب ، ج 7 ، ص 582 ؛ الذريعة ، ج 2 ، ص 96 ) .