وجود كاملترى تبديل شود چنان كه مثال زديم .
حكماء عظام در وصول به اين احكام دقيقه وجود مساعى و مشقتهاى جانكاهى را تحمل كردهاند و همان احكام وجودات عينى است كه مبنا و اساس اعتبارات وارده بر ماهيات قرار گرفته اند نه اينكه امرى دلبخواه و پندارى و بافته خيال باشد ، چنان كه شارح قيصرى هم مانند اين اشتباه را مرتكب شدهاند ، و در مقام توجيه اصطلاحات اهل الله تمسك بذيل اعتبارات كرده اند و غافل از آنكه اين اصطلاحات يا نقشهء تجليات حق سبحانه و تعالى بر اسماء اعيان و اكوان است يا تجليات حقتعالى بر قلوب اهل الله و اصحاب قلوب است .
نظر مرحوم شاه آبادى و امام خمينى رضوان الله تعالى عليهما درباره اسم مستأثر
حضرت امام قدس الله تعالى اسراره الزكيه ، نظر استادشان ، عارف كامل آيةالله شاه آبادى رضوان الله عليه را دربارهء اسم « مستأثر » در تعليقهء بر مصباح الانس ابن الفنارى بيان فرموده اند كه باستحضارتان مىرسد :
كتاب « مصباح الانس بين المعقول و المشهود » شرحى است بر كتاب « مفتاح غيب الجمع و الوجود » صدرالدين قونوى كه حضرت امام قدس سره بر بخشى از آن تعليقه دارند ، در كتاب مزبور اسماء ذات را به دو قسم تقسيم نموده ، قسم اول اسمى كه حكم و اثرش در عالم تعيين يافته و شناخته شده و قسم دوم آنكه حكم و اثرش تعيين نيافته و شناخته نشده .
صاحب كتاب دربارهء اين قسم يعنى قسم دوم چنين مىگويد :
« وَ هُوَ المُشارُ الَيهِ بِقَولِ النَّبّىِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ فى دُعائِهِ : او استَأثَرتَ بِهِ فى عِلمِ الغَيبِ عِندَكَ »
ما اين دعا را از اسماء و صفات بيهقى قبلًا نقل كرديم .
وارث علوم سيدالمرسلين - صلى الله عليه و آله و عليهم - امام بزرگوار تعليقه اى در اين مقام دارند كه عبارت آن را عيناً نقل مىكنم :
« قوله : مالَم يتَعَيَّن لَهُ اثَرٌ الخ ، قالَ شَيخُنا العارِفُ الكامِلُ دامَ ظلّهُ :