الكَثرَةِ الأسمائِيَّةِ الجامِعَةِ لِجَميعِ الكَثَراتِ الأسمائِيَّةِ هُوَ مَقامُ الواحِديَّةِ .
« اعتبار و اخذ و لحاظ و تعبيراتى نظير اينها از لواحق ماهيات و طبائع است كه خود ماهيات و طبائع نيز از امور اعتبارى مىباشند و اعتبارات : « به شرط لا و لا به شرط و به شرط شى » در كلام شارح در حقيقة الوجود راه ندارد ، بلكه آنچه مصطلح در نزد اهل الله در اين باب است چيزى جز نتيجه مشاهداتشان و تجليات وارده بر قلوبشان نيست ، و بعبارت ديگر : اين اصطلاحات يا نقشهء تجليات حق بر اسماء و اعيان و اكوان است ، يا تجليات حق بر قلوب اهل الله و اصحاب قلوب و مشاهداتشان حق تعالى راست كه با توجه به اين واقعيت مىتوان گفت :
وجود يا بتجلى غيبى احدى كه همه اسماء و صفات در ساحتش مقهور و مستهلكند تجلى مىكند و اين تجلى به اسم « مستأثر » كه هفتاد و سومين حرف از حروف اسم اعظم است ، واقع مىشود كه مقام به شرط لائى همين است ، و در اين مقام براى حقتعالى اسمى است ، كه اين اسم بر احدى معلوم نيست و حق تعالى متفرد به علم به آن اسم است و آن نام مقدس در علم غيب خداى تعالى برگزيده و انحصارى او است و اين تجلى همان تجلى غيب احدى است كه بوجهه غيبيه حضرت فيض اقدس واقع مىشود ، و اما ذات حق از حيث ذات در هيچ مرآتى از مرآتها تجلى نمىكند و هيچ رهروى از اهل الله تاب شهود او را ندارد ، و اصحاب قلوب و اولياء از مشاهده او محجوبند زيرا او غيب مطلق است نه به معناى غيب احدى بلكه اسمى براى او نيست و رسمى ندارد ، و هيچ اشارهاى به سويش امكان ندارد و راه طمع در وى براى همه بسته است « عنقا شكار كس نشود دام باز گير » .
و يا وجود به احديهء جمع جميع حقائق اسماء و صفات تجلى مىكند كه مقام اسم الله الاعظم رب انسان كامل همين است ، و اين تجلى علمى بطريق كثرت اسمائى كه جامع همه كثرتهاى اسمائى است ، مقام واحديت ناميده مىشود » .
نظير اين اعتراض را امام عزيز قدس سره در مبحث « مطلق و مقيد » از علم اصول الفقه بر آيةالله العظمى حاج آقا حسين بروجردى قدس سره داشتند ، با اعتماد بسعهء صدر خوانندهء عزيز ، ياد آورى آن را در اين مقام مناسب مىبينم :
مرجع بزرگوار آيةالله بروجردى در مبحث مذكور بعد از تبيين اعتبارات :
اسم مستأثر ( در وصيت امام وزعيم اكبر ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: محمد محمدى گيلانى
ص٣٨