شدند و طبعاً آن بزرگوار اجابت فرمودند .
سپس روز سوم در محضر آن عالم ربانى آمدند ، آن عظيم همان جمله از آيه شريفه را مورد بحث قرار دادند و در نهايت به معناى تازهترى از معناى روز دوم منتهى شدند و همواره اين محاضره و استنباط تازهتر از تازه تر تكرار مى گرديد تا اينكه نزديك به سى روز رسيد كه تقريباً سى معناى لطيف كه هر متأخرى تازه تر از متقدمش بوده بيان فرمودند و در هر جلسه اعلام مذكور بخاطر بديع بودن معنى از آن جناب توضيح مىطلبيدند ، و افرادى ثقه و مورد اطمينان براى اين مفسر يعنى مرحوم آخوند ملا فتحعلى قدس سره كراماتى نقل كردهاند »
( حقائق الاصول جلد 1 )
مراتب سر و باطن قرآن و شرط حصول علم بدانها از راه دل
مىتوان گفت كه جمله شريفه :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ »
مأخذ حديث :
« انَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وَ بَطناً وَ لِبَطنِهِ بَطناً الى سَبعَةِ ابطُنٍ »
كه از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت گرديده ، مىباشد يعنى قرآن نيز مانند انسان ، منقسم به سر و علن مىشود ، و مراتب سر و باطن قرآن ، نظير مراتب سر و باطن انسان است كه به نفس و صدر و قلب و عقل و روح و خفى و اخفى منقسم شده است و عروج به اين مدارج باطن مشروط است به تجرد انسان از طبيعت و مهاجرت از بيت قالب و تن به سوى خداى تعالى به قصد مشاهده آيات كبراى الهى كه در آغاز اين هجرت نور ايمان و معرفت درخشيدن مى گيرد و رفته رفته قوى مىشود ، و روح قدسى متولد مى گردد و در پرتو آن اسرار بدء و عود و زمين و آسمان بى پرده براى صاحب روح قدسى نمايان مىشود ، چنان كه با نور حسى جهان محسوس نمايان است : «
سَنُرِيهِمْ
. . .
وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
» .
به اين بيان كه ارواح و قلوب آدمى به حسب فطرت اصلى ، شايستگى قبول نور حكمت و ملكوت را دارد ، و استعداد تعلم به اسماء الله تعالى به وى موهبت گرديده ، حجاب ضخيم خودبينى و خود خواهى و حجب معصيت و كفر است كه ارواح و قلوب را تاريك و احياناً فاسد مىكنند ، و هر نفسى كه از جاذبه طبع و ماده و ظلمات هوا و هوس ، آزاد شد و متوجه شطر حق و قبلهء ملكوت گرديد ، سر