« انّا مَعاشِرَ الأَنبِياءِ امِرنا ان نُكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدرِ عُقُولِهِم »
« 1 »
يعنى پيمبران مأمورند همه حقايق را بگويند النهاية در كيفيت بيان و ابلاغ ، مراعات عقول و افهام را بنمايند ، و حاصل آنكه اين دستور العمل ناظر به كيفيت ابلاغ و بيان است ، نه به كميت حقائق . فافهم !
بارى اهل الله و ارباب قلوب به بطون قرآن شريف و اسرار بدء و عود به تعليم الهى واقف مى شوند ، و چون اين دريافت ، ذكرى است محدث ، پذيرفتن آن براى غير اهلش گران است و حتى بر بسيارى از علماء و فقها نيز دشوار است . مرحوم آيت الله العظمى آقا سيد محسن حكيم رضوان الله عليه در مبحث « استعمال لفظ مشترك در بيشتر از يك معنى » در تعليقه خود بر كفايت الاصول بعنوان « فائده » حكايتى دارند كه نقل آن مناسب با اين مقام است :
« بعضى از اعاظم ( دام تأييده ) مطلب تازهاى حكايت كرد كه روزى همراه جماعتى از اعيان فقهاء از آن جمله سيد اسماعيل صدر ( ره ) و حاج ميرزا حسين نورى ( ره ) صاحب مستدرك و سيد حسن صدر دام ظله در منزل مرحوم آخوند ملا فتحعلى ( قدس سره ) حاضر شدند مرحوم آخوند ملافتحعلى ( ره ) آيه :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ . . . »
« 2 »
را تلاوت كردند ، سپس در تفسير جمله مباركه : ( حبب اليكم الايمان ) شروع فرمودند و پس از بيان طويلى آن را به معنائى تفسير كردند كه چون اعيان فقهاء مذكور آن را شنيدند ، شگفت زده شدند زيرا قبلًا چنان معنائى نشنيده بودند ، و از جناب آخوند توضيح مجدد آن را خواستار شدند و آن جناب هم توضيح دادند . روز دوم به محضر آن بزرگوار حاضر گرديدند ، آن جناب همان جمله مباركه را مورد بحث قرار دادند و در تفسير آن به معناى بديعتر و تازهترى رسيدند كه موجب شگفتى اعلام و تعجب آنان گرديد و از آن جناب خواستار توضيح مجدد
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 23 .
( 2 ) - « حجرات » ، 7 .