نمىكند ، در اين صورت يا براى هميشه در صدورشان مدفون شده و به خاك سپرده مىگردد ، يا بارمز و اشاره به بيان مىپردازند كه بدين وسيله از فتنه و ايذاء و تكفير قشريون در امان باشند ، زيرا اسرار را با رمز و اشاره القاء نمودن غالباً بهانه بدست قشريها نمىدهد و باب تهمت را مسدود مىكند ، چنان كه حضرت صديقه مريم عليها السلام براى نجات خويش از زبان مفتريان فقط به اشاره اكتفا فرمودند : « فَاشارَت الى المَهدِ » چه اگر سخن و كلامى ابراز مىداشتند ، دست آويز اهل غرض و مرض مىگرديده و حتى به مفاهيم غير عرفى بلكه غير معقول نيز ممكن بود تمسك كنند و افتراء ناموجه بر او را موجه سازند .
گران آمدن آنچه اهل الله به تعليم الهى آموخته اند بر غير اهل الله
مردم متعارف چون ديدهاند كه عالم شدن از طريق معهود ، تعلم و درس خواندن و تلقى از افواه رجال و متون كتابها است ، اين طريقه را ، طريقه منحصر در تعلم پنداشتهاند ولى اين پندار حجابى است ضخيم كه مايه ضلال و اضلال است ، و اين پندار آنان را از اعتقاد به علم لدنى « علمى كه خداى تعالى معلم آن است » محروم كرده است ، و متأسفانه بركات آيه مباركه :
« عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
. را خاتمه يافته تلقى كردهاند ! و بنابراين هر معنائى كه حديث و نوين است ولى با مأنوسات آنها تطبيق ندارد يا از آن اعراض مىكنند :
« وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ »
« 1 »
يا آن را ببازيچه و باد مسخره مىگيرند :
« ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ »
« 2 »
و چون اهل الله تعالى وارثان سيد المرسلينند « صلى الله عليه و آله » و اقتداء تام بسيرهى آن بزرگوار دارند ، ناگزير از اظهار حقند ولى با مراعات :
هامش
( 1 ) - « شعراء » ، 5 .
( 2 ) - « انبياء » ، 2 .