« سخن در پوست مىگويم كه جان اين سخن غيبست * نه در انديشه مىگنجد نه آن را گفتن آسان است »
كه براى اقشار مردم در خور فهم آن تعبير شده و اين اشارات و رموز را نمىبايستى نزد ناكسان افشاء نمود كه فتنه خيز است .
اين بيان امام عليه السلام ، مفتاحى است براى گشودن رموز و تأويل اين سنخ آثار و احاديث وارده از انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم و علم تأويل احاديث از نعمتهاى بزرگ خداوند متعال است كه به برگزيدگان خويش افاضه مىفرمايد و آنها به تعليم الهى پوستهها را كنار مىزنند و لباب را عرضه مىدارند ، قال تعالى :
« وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
« 1 »
يعقوب عليه السلام به فرزندش يوسف عليه السلام كه رؤياى خويش را نقل كرد فرمودند : « حتماً پروردگارت تو را بر مى گزيند و تأويل احاديث را به تو مى آموزد » و با اين موهبت الهى بود كه قشور صور رؤيائى سلطان مصر را كنار زند و لباب رؤياى وى را ارائه دهد .
تعليم اهل الله به تعليم الهى و سبب استفاده از زبان رمز و اشاره
اهل الله تعالى همانطور كه خداوند متعال ، وجهى از آيات خويش را در آفاق به آنان ارائه مىدهد ، وجه ديگرى از آيات خويش را در انفس شان به آنها ارائه مىدهد قال تعالى :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
« 2 »
اين طائفه به تعليم الهى از راه دل به بطون قرآن و اسرار بدء و عود ، واقف مىشوند و چون يافته آنها معنائى است حديث و نو و با يافته قشريون تطبيق
هامش
( 1 ) - « يوسف » ، 6 .
( 2 ) - « فصّلت » ، 53 .