حقيقت صفت و اسم خداى تعالى نزد اهل معرفت
اهل الله مىگويند : علم مثلًا كه از صفات حضرت واجب الوجود است ، عبارتست از حقيقت الوجود در تعين علم ، و عالم كه از اسماء حضرت واجب الوجود است ، عبارتست از ذات واجب تعالى ملحوظاً با تعين علم ، پس حقيقت صفت و اسم خداى تعالى در اصطلاح اين طايفه همان حقيقت وجود و ذات مقدسه واجب تعالى است و اما لفظ علم و عالم ، اسم صفت و اسم اسم است و بر اين مقياس است ، صفت و اسماء ديگر خداى تعالى كه
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
و بحسب شئون و تجلياتش داراى اسما و صفات ايجابيه و سلبيه است و با اين بيان ، مسئله : اسم عين مسما است يا غير آن ؟ حل مىشود .
صعوبت و دشوارى برخى از معارف
و گاهى بعضى از معانى و برخى از معارف آنچنان در افق اعلا است كه بر معارف و معانى متعارف و معهود در ميان مردم قابل تطبيق نيست و داراى رنگ و قوام نو و حديث است و طبعاً در معرض انكار و رميدگى مردم متعارف قرار مىگيرد و به همين معنا اشارت دارد ، روايات كثيره اى كه از ائمه معصومين عليهم السلام به اين مضموم آمده يعنى به صعوبت و دشوارى برخى از معارف تصريح فرمودهاند و بابى در اصول كافى به عنوان « فيما جاءَ انَّ حَديثَهُم صَعبٌ مُستَصعَبٌ » اختصاص يافته است و ما فقط يك روايت را از آن باب در اينجا نقل مىكنيم :
از امام محمد باقر عليه السلام آمده كه فرمودند : « قال رسول الله صلى الله عليه و آله :
« انَّ حَديثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعبٌ مُستَصعَبٌ لا يومِنُ بِهِ الّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ اونَبىٌّ مُرسَلٌ اوعَبدٌ امتَحَنَ اللهُ قَلبَهُ لِلايمانِ ، فَما وَرَدَ عَلَيكُم مِن حَديثِ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ و آلِهِ فَلانَت قُلُوبُكُم وَ عَرَفتُمُوهُ فَاقبَلُوهُ ، وَ مَا اشمَأَزَّت مِنهُ قُلُوبُكُم وَ انكَرتُمُوهُ فَرُدُّهُ الَى اللهِ وَ الىَ الرَّسُولِ وَ الَى العالِمِ مِن آلِ مُحَمَّدٍ وَ انَّمَا الهالِكُ ان يحَدِّثَ احَدُكُم بِشَىءٍ مِنهُ لا يحتَمِلُهُ فَيَقُولُ : وَ اللهِ ما كانَ هذا وَاللهِ ما كان هذا ، وَالِانكارُ هُوَالكُفرُ » . « 1 »
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ص 401 .