علامهء بزرگوار در اين اثر گرانقدر ، چهل كتاب براى حديث ثقلين از منابع مهم اهل تسنن به دست دادهاند . نيز آوردهاند كه ناقلين اين حديث شريف به ترتيب زمانى در اهل تسنن ، در قرن دوم 16 نفر ، در قرن سوم 33 نفر ، در قرن چهارم 21 نفر ، در قرن پنجم و ششم هر يك 13 نفر ، در قرن هفتم 16 نفر ، در قرن هشتم 17 نفر ، در قرن نهم 5 نفر ، در قرن دهم 18 نفر ، در قرن يازدهم 10 نفر ، در قرن دوازدهم 13 نفر و در قرن سيزدهم 11 نفر بودهاند كه تمام ناقلين از بزرگان و كبار اهل سنت مىباشند .
علامه سيد هاشم بحرانى در « غاىْ المرام » در باب 28 پيرامون حديث ثقلين ، از طريق راويان و محدثين شيعه 82 طريق براى اين حديث مىآورد .
بدين ترتيب اين حديث شريف با 268 سند از معاريف شيعه و سنى نقل شده و در تواتر آن ترديدى نيست .
10 - « كشف تام محمدى ( ص ) »
منظور از تنزل قرآن از مقام شامخ احديّت به كشف تامّ محمدى اين است كه قرآن كلام خداوند متعال است و بدون واسطه ، انسانها استعداد و توان گرفتن پيام و كلام را ندارند بلكه به واسطهء تنزل اين كلام از آن مقام ربوبى و تبلور آن در وجود اقدس احمدى - صلوات الله عليه - و جارى شدن كلمات بر زبان آن حضرت تعبير به كشف تامه شده است .
حضرت امام در تفسير سورهء مباركهء حمد فرمودهاند كه :
« انَّما يُعْرَفُ القُرْآنُ مَنْ خُوطِبَ بِه » قرآن را هم آنكه مخاطبش هست مىفهميده چيست و معلوم است كه « من خوطب به » قرآن را ( مىفهمد ) در آن مرتبهاى كه « نزل به الروح الأمين على قلبك - انّا انزلناه فى ليلْالقدر » را غير از خود او نمىتواند مشاهده كند . قضيه ، قضيهء ادراك عقلى نيست ، قدم برهان نيست ، قضيه مشاهده است ، آن هم مشاهدهء غيبيّه مشاهده با چشم نيست ، مشاهدهء با نفس نيست ، مشاهدهء با عقل نيست ، با عقل ( هر كس ) نيست . با آن قلبى ( است ) كه قلب عالم است ، قلب نبىّ ، مشاهده با آن است ، او دريافته « انّما يعرف القرآن من خوطب به » ليكن نمىتواند بيان كند مگر در لفافهء امثله و الفاظ . . . ( 1 )
قرآن الفاظ نيست ، از مقولهء چيزهاى سمعى و بصرى نيست ، از مقولهء الفاظ نيست ، از مقولهء اعراض نيست ، ليكن متنزلش كردهاند براى ماها كه كور و كر هستيم ، تا آنجايى كه بشود اين كور و كرها هم از آن استفادهاى بكنند . ( 2 )
( 1 ) - تفسير سورهء حمد ( چاپ جامعهء مدرسين ) : ص 44 و 45 .
( 2 ) - همان . ص 43 و 44 .
11 - حضرت آدم - عليه السلام - بنا به آيهء شريفهء « و علمَ آدم الاسمأ كلها » ( سورهء بقره ، آيهء 31 ) به تعليم الهى عالِم به اسمأ ( حقايق عالم هستى ) شد و مستحق و لايق خلافت خدايى گرديد .
منظور حضرت امام از وليدهء علم الاسمأ ، انسان است كه همگى از فرزندان حضرت آدم - عليه السلام - مىباشند .
12 - « نهجالبلاغه »
نهجالبلاغه ، كتابى است پر ارج كه پس از « قرآن مجيد » بهترين و مشهورترين كتاب دنيا ، و آفتاب عالمتابى است كه در آسمان علم و ادب پرتوافكن مىباشد و اعجاب و شگفتى آن حتى بيگانگان از اسلام را برانگيخته است .
كتاب نهجالبلاغه ، شامل خطبههاى اميرالمؤمنين و نامهها و كلمات قصار آن بزرگوار است كه به وسيلهء سيد شريف رضى جمعآورى شده است .
علامه سيد شريف رضى در مقدمهء خويش بر نهجالبلاغه آوردهاند كه :
« سخنان آن حضرت متضمن عجايب بلاغت و شگفتيهاى فصاحت و گوهرهاى ادبيات عربى و مطالب روشنىبخش دينى و دنيوى است و اين همه امتيازات در هيچ كلامى جمع نشده و اين گونه سخنان جامع در هيچ كتابى گرد نيامده است ، زيرا اميرالمؤمنين - عليه السلام - يگانه سرچشمه و منبع فصاحت و منشأ و مأخذ بلاغت است كه رموز
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٥٦