پىنويسها
آنچه كه در اين بخش آمده است توضيح واژهها و برخى از عبارات مندرج در وصيتنامه امام خمينى مىباشد كه در مؤسسهء تنظيم و نشر آثار امام خمينى نگارش يافته است :
1 - « قال رسولالله . . . حتى يردا علىّ الحوض »
رسول خدا - صلىالله عليه و آله و سلم - فرمود : من در ميان شما دو شئ گرانقدر به جا مىگذارم : كتاب خدا و خاندانم ( مقصود حضرت على - عليه السلام - و ائمهء طاهرين - سلامالله عليهم - است كه در روايات ديگر تصريح شده
است ) و اين دو از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند ( يعنى تا قيامت ) .
2 - « الحمد لله و سبحانك اللّهم صلّ على محمد و آله . . . »
اين طلايهء وصيتنامهء سياسى - الهى است كه آن قبلهء عظماى اهل دل ، وصيت جاودانهء خويش را با چند جملهء كوتاه آكنده از عاليترين مضامين معارف اسلامى آغاز كردهاند .
واژههاى خطبهء اين وصيتنامه با درهم آميختن به نسبت مخصوص ، نقش نوينى از معارف را به نمايش گذارده است كه بيت الغزل آن : « اسم مستأثر » خداوند متعال است : « سپاس و ستايش مخصوص خداست و تو پاك و منزه هستى ، خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، آنان مظاهر جمال و جلال تو و گنجينههاى اسرار كتاب تو هستند كه در آن ، احديت با تمامى اسمأ حتى اسم مستأثر كه غير تو كسى آن را نمىداند ، تجلى كرده است و نفرين بر ستمگران ، به ايشان كه اينان اصل و ريشهء درخت پليدىاند » .
حضرت امام در شرح دعاى سحر آوردهاند كه :
« بدان كه خدايت به اسم اعظم راهنمايت باد ، و آنچه را كه نمىدانى تعليمت دهاد كه خداى تعالى را اسم اعظمى است كه هرگاه به آن نام خوانده شود ، اگر بر درهاى بستهء آسمان خوانده شود درهاى رحمت باز مىشود و اگر بر تنگناهاى درهاى زمين به آن نام خوانده شود درهاى فرج گشوده گردد ، و اين نام اعظم را به حسب مقام الوهيت ( اسم مستأثر ) يك حقيقتى است و به حسب مقام مألوهيت حقيقتى ديگر و به حسب مقام لفظ و عبارت ، حقيقتى سوم ! اما اسماعظمى كه به حسب حقيقت غيبيّه است ( اسم مستأثر ) - و جز خدا هيچكس بدون استثنا از آن آگاهى ندارد - به همان اعتبارى كه از پيش گفتيم عبارت است از حرف هفتاد و سوم كه خداوند آن را براى خود نگاه داشته ، چنانچه در روايت كافى است - در باب آنچه به ائمهء دين - عليهمالسلام - از اسم اعظم عطا شده - سند به امام باقر ( ع ) مىرسد كه فرمود :
« همانا نام اعظم بر 73 حرف است و از آن در نزد آصف يك حرف بود كه به آن يك حرف سخن گفت و زمينى را كه ميان او و تخت بلقيس بود درهم پيچيد و دست دراز كرد و تخت را با دست خود بر گرفت ، سپس زمين به همان حالتى كه بود بازگشت و اين جريان در فاصلهاى كمتر از يك چشم به هم زدن اتفاق افتاد و از آن اسم اعظم 72 حرف نزد ما است و يك حرف آن نزد خداى تعالى است كه آن را در عالم غيب براى خود اختصاص داده و حول و قوهاى نيست