تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
و با اين حيلهء شيطانى قرآن را از صحنه خارج مىكنند . ما همه ديديم قرآنى را كه محمد رضا خان پهلوى طبع كرد و عده‌اى را اغفال كرد و بعض آخوندهاى بى خبر از مقاصد اسلامى هم مداح او بودند . و مىبينيم كه ملك فهد هر سال مقدار زيادى از ثروتهاى بىپايان مردم را صرف طبع قرآن كريم و محالّ تبليغاتِ مذهبِ ضد قرآنى مىكند و وهابيت ، اين مذهب سراپا بىاساس و خرافاتى را ترويج مىكند ؛ و مردم و ملتهاى غافل را سوق به سوى ابرقدرتها مىدهد و از اسلام عزيز و قرآن كريم براى هدم اسلام و قرآن بهره‌بردارى مىكند . ما مفتخريم و ملت عزيز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبى است كه مىخواهد حقايق قرآنى ، كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم مىزند ، از مقبره‌ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخهء نجات دهندهء بشر از جميع قيودى كه بر پاى و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوى فنا و نيستى و بردگى و بندگى طاغوتيان مىكشاند نجات دهد . و ما مفتخريم كه پيرو مذهبى هستيم كه رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالى بوده ، و امير المؤمنين على بن ابي طالب ، اين بندهء رها شده از تمام قيود ، مأمور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است . ما مفتخريم كه كتاب نهج البلاغه « 1 » كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترين كتاب رهايىبخش بشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترين راه نجات است ، از امام معصوم ما است . ما مفتخريم كه ائمهء معصومين ، از على بن ابي طالب گرفته تا منجى بشر حضرت مهدى صاحب زمان - عليهم آلاف التحيات و السلام - كه به قدرت خداوند قادر ، زنده و ناظر امور است ائمهء ما هستند . ما مفتخريم كه ادعيهء حياتبخش كه او را « قرآن صاعد » « 2 » مىخوانند از ائمهء
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » نهج البلاغه ، كتابى است پر ارج كه پس از « قرآن مجيد » بهترين و مشهورترين كتاب دنيا ، و آفتاب عالمتابى است كه در آسمان علم و ادب پرتوافكن مىباشد و اعجاب و شگفتى آن حتى بيگانگان از اسلام را برانگيخته است . كتاب نهج البلاغه ، شامل خطبه‌هاى امير المؤمنين و نامه‌ها و كلمات قصار آن بزرگوار است كه به وسيلهء سيد شريف رضى جمع‌آورى شده است . علامه سيد شريف رضى در مقدمهء خويش بر نهج البلاغه آورده‌اند كه : « سخنان آن حضرت متضمن عجايب بلاغت و شگفتيهاى فصاحت و گوهرهاى ادبيات عربى و مطالب روشنىبخش دينى و دنيوى است و اين همه امتيازات در هيچ كلامى جمع نشده و اين گونه سخنان جامع در هيچ كتابى گرد نيامده است ، زيرا امير المؤمنين - عليه السلام - يگانه سرچشمه و منبع فصاحت و منشأ و مأخذ بلاغت است كه رموز بلاغت از آن حضرت آشكار شده و آيين و آدابش از او گرفته شده است . . . . سخنان آن حضرت پرتوى از علم الهى و نسيم خوشبوى و روحبخشى از سخنان پيامبر ( ص ) است . . . از جمله شگفتيهاى ويژهء آن حضرت كه مخصوص خود اوست و در هيچ كسى نظير آن پيدا نمىشود ، چند بُعدى بودن سخنان اوست ، زيرا اگر كسى سخنانى كه از آن حضرت دربارهء زهد ، مواعظ و پند و اندرز وارد شده ، بدون توجه به قدرت و عظمت گوينده‌اش بخواند و خوب تأمل كند ، بىگمان خواهد گفت اين سخنان از آن كسى است كه از امور دنيا بهره‌اى جز زهادت ، و كارى جز عبادت نداشته است و خود در گوشهء انزوا نشسته و سر در لاك خود برده و يا به دامن كوهى پناه برده و از جهان بريده است ، كه جز احساس خود چيزى نمىشنود و غير از خود كسى نمىبيند و هر گز باور نمىكند كه گويندهء اين سخنان ، بزرگمردى است كه شمشير آتشزا به دست ، بىمحابا در قلب ميدان جنگ رخنه مىكند و گردنهاى گردنكشان را مىزند و پهلوانان را به خاك و خون مىافكند و هنگام برگشتن از ميدان از نوك شمشيرش خون و لخته‌هاى دل آب شده مىچكد ، و با اين همه پارساترين پارسايان و پاكبازترين پاكبازان و يگانه لنگر دوران است و اين از فضايل شگفت‌انگيز و ويژگيهاى لطيف آن حضرت است كه صفات متضاد در وجودش جمع شده و امور مختلفه را در يك مركز گرد آورده است . . . » ( 2 ) - « قرآن صاعد » حضرت امام اين تعبير را در مواردى براى ادعيه‌اى كه از ائمه - عليهم السلام - وارد شده است ، ذكر فرموده‌اند : « . . . ادعيهء ائمهء هدى دعاهاى آنها ، همان مسائلى را كه كتاب خدا دارد ، دعاهاى آنها هم دارد با يك زبان ديگر . قرآن يك زبان دارد ، يك نحو صحبت مىكند و همهء مطالب را دارد منتها بسيارىاش در رمز است كه ما نمىتوانيم بفهميم و ادعيهء ائمه - عليهم السلام - يك وضع ديگرى دارد ، به تعبير شيخ عارف و استاد ما [ حضرت آيت اللَّه شاه‌آبادى - رضوان اللَّه تعالى عليه ] ادعيه كتاب صاعد است ، قرآن صاعد ؛ تعبير مىفرمود به اينكه قرآن كتاب نازل است كه از آن جا نزول كرده است و ادعيهء ائمه كتاب صاعد است ، همان قرآن است رو به بالا مىرود . . . كسى كه بخواهد بفهمد كه مقامات ائمه چى است ، بايد رجوع كند به آثار آنها ، آثار آنها ادعيهء آنهاست ، مهمش ادعيهء آنهاست و خطابه‌هايى كه مىخواندند . . . » . ( بيانات حضرت امام در جمع رؤساى سه قوه - 19 / 8 / 66 )
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 396 | السيد الخميني