تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
خروشانى است ، معراج است ، معراج مؤمن است ؛ يعنى ، تا آن ما فوق عالم طبيعت و ما فوق عالم وجود ، انسان را مىكشاند . گاهى در يك كلمه‌اش اين طور است . يك جمله گاهى آن قدر بُعد معنوى دارد و بُعد عرفانى دارد كه اگر تحقق پيدا كند براى يك انسان سالك ، از همهء حجابها مىگذرد . و كانّه سورهء حمد كه در قرآن هست و اولين سوره است و براى نماز قرار دادند و نماز بدون حمد ، گفتند نماز نيست ، همين سورهء حمد تمام معارف درش هست . منتها آن كسى كه نكته سنج باشد ، بايد درش تأمل كند ، خوب ، ما اهلش نيستيم . ما مىگوييم كه « الحمد للَّه » ؛ يعنى شايسته است .
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » ؛ يعنى شايسته است خدا كه همهء حمدها براى او باشد . اما قرآن اين را نمىگويد ، قرآن مىگويد كه اصلًا حمدى واقع نمىشود در جايى ، الّا براى خدا . آن هم كه بت‌پرست است حمد است ، آن هم براى خداست ، خودش نمىداند . اشكال ، ندانستن و جهالت ماهاست . آن كه مىگويد كه
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 2 » ؛ نه معنايش اين است كه ما همه استعانت از تو ان شاء اللَّه مىخواهيم و اينها ، نخير ، بالفعل اين طورى است كه به غير خدا ، استعانت اصلًا نيست ، اصلًا قدرت ديگرى نيست . چه قدرت ديگرى ما داريم غير قدرت خدا ؟ آن كه تو دارى غير از قدرت خداست ؟ نه اين است كه ما ان شاء اللَّه عبادت مىكنيم براى خدا ، ان شاء اللَّه استعانت مىكنيم از خدا . اصلًا واقعيت اين طورى است ، واقعيت اين است كه عبادت به غير خدا ، مدح ، اصلًا در دنيا به غير خدا واقع نمىشود ، هيچ مدحى . اينهايى كه مدح مىكنند از مثلًا شياطين و سلاطين و امثال اينها ، اينها نمىفهمند كه اينها مدح خداست ، اينها غفلت از اين دارند ، لكن مدح به كمال است ، مدح براى نقصان نيست ، مدح براى كمال است . و آنهايى كه ، هر كس از هر كس استعانت بكند ، استعانت از خداست . اين سوره ، اين را مىگويد . و اگر براى اهلش - آنهايى كه اهل مسائل هستند - همين يك سورهء قرآن تحقق پيدا بكند ، تمام مشكلات حل مىشود ؛ براى اينكه وقتى انسان ديد كه همه چيز از اوست ، ديگر از هيچ قدرتى نمىترسد . ما كه از قدرتها مىترسيم براى اين است
هامش
( 1 ) - سورهء فاتحة الكتاب ، آيهء 2 ( 2 ) - بخشى از آيهء 5 سورهء فاتحة الكتاب : « تنها از تو مدد مىجوييم » .