شد ، گفت شش ميليون ! و آن وقت هم راجع به شش ميليون هياهو مىكردند كه اى ! شش ميليون رأى دادند ، با اينكه دروغ مىگفتند . شما بدون اينكه يك فشارى باشد كه بياييد حتماً شما رأى بدهيد ، وارد بشويد رأى بدهيد و بدون تبليغات قبلى ، امسال اصلًا تبليغاتى در كار نبود . اين جمعيت كه اين طور اجتماع كرد كه نظيرش به حسب مقايسه در دنيا نيست ، اين دليل بر يك تحول بزرگى است كه در كشور ما واقع شده . از اينجا برويد در جبههها .
وقتى كه متفقين وارد شدند به كشور ما ، با آن همه بساطى كه اينها ادعايش را مىكردند ، به ادعاى خودشان گفتند سه ساعت ما توانستيم مقابله كنيم ، بعد هم وقتى كه پرسيده بود ازشان آن مردكهء نامرد ، « 1 » كه چطور شد سه ساعت ؟ گفتند ما اين را مبالغه مىكنيم ، آنها از آن ور آمدند ، ما از اين ور رفتيم ! با حالا مقايسه كنيد كه جوانهاى ما ، اقشار ملت ما ايستادهاند ، و در مقابل همهء قدرتها ، همه هم دارند توطئه مىكنند . همه دستشان را به هم دادند كه رژيم سابق را نگه دارند ، جوانهاى ما به همش زدند . همه هم دست به هم دادند كه در اين جنگ پيروزى ايجاد كنند ، هر روز هم دروغش را مىگويند ، لكن جوانهاى ما ايستادهاند و جلو مىروند . در طايفهء نسوان شما ملاحظه كنيد آن وقت چه خبر بود ، حالا چه خبر است . زنهاى ما حالا مكتبى شدهاند . سرتاسر كشور ما جورى هستند كه همانطور كه آن جوانها در جبهه دارند خدمت مىكنند ، اينها پشت جبههشان محكم است و دارند خدمت مىكنند ، علاوه بر اينكه مجالس درس دارند ، مجالس قرائت دارند ، مجالس تدريس دارند ، حتى تدريس خارج ، من شنيدم بعضى از زنها در جايى مىگويند . خوب ! اين چه تحولى است ؟ پيشتر چه بود ؟ مسئلهء زن چه بود در ايران ؟ انسان حيا مىكند كه بگويد . آن اسمش آزادى بود ! اين اسمش اختناق است ! آن آزادى بود كه هر چه دلشان مىخواهد انجام بدهند ، به هر نحوهاى باشد ؛ و اين اختناق است ، براى اينكه زنها خودشان آزادند كه خدمت كنند ، آزادند كه پشت جبهه باشند ،
هامش
( 1 ) - رضا خان پهلوى .