كه خيال مىكنيم قدرت اين است . وقتى انسان قدرت را قدرت او دانست ، وقتى انسان همه چيز را از او دانست ، اين ديگر نمىتواند كه از ديگرى بترسد . همهء خوفهاى ما از باب اين است كه نفهميديم كه قدرت ، يك قدرت است و آن قدرت هم براى نفع همه است . آن قدرت هم براى نفع همهء افراد و جامعه و تمام بشر آن قدرت به كار گرفته شده ، براى نفع اوست . ما اگر همين معنا را ادراك كنيم كه هر چى هست از اوست و هر چى هست براى نفع ماست و براى تربيت ماست ، اگر همين معنا را واقعاً انسان ادراك كند و مشاهده كند و ذوب كند ، اين مسائل حل مىشود .
لزوم آشنايى مردم با معارف الهى
ما بايد مردم را با توحيد آشنا كنيم ، علماى اعلام بايد مردم را با توحيد آشنا كنند ، با معارف الهى آشنا كنند . « أَ لغيرك مِنَ الظُهُور ما لَيسَ لَك » « 1 » ؛ دعاى عرفه حضرت سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - « متى غِبْت حتى تحتاج الى » « 2 » چه . قرآن هم همين است ، هر كدام يك زبانى دارد . قرآن نازل شده تا اينجا رسيده است و ادعيهء ائمهء ما - عليهم السلام - به حسب تعبير بعض مشايخ ، « 3 » « قرآن صاعد » است و هر چه مسائل بخواهيد ، در ادعيه هست . زبان ادعيه با زبان عادىاى كه احكام مىخواهند بگويند دوتاست . زبان ادعيه با زبان فلسفه هم دوتاست ، با زبان عرفان علمى هم دوتاست ، يك زبان ديگرى است ما فوق اينها ، منتها زبان فهم مىخواهد ، بايد كسانى كه آن زبان را مىفهمند توجه كنند . قرآن يك نعمتى است كه همه ازش استفاده مىكنند ، اما استفادهاى كه پيغمبر اكرم مىكرده است از قرآن ، غير استفادهاى است كه ديگران مىكردند .
انّما يعرف القرآن من خُوطِبَ به ، « 4 »
ديگران نمىدانند ، ماها يك ذرهاى ، يك چيزى ، يك خيالاتى پيش خودمان داريم ، آن كه قرآن برش نازل شده مىداند چيست ، چه جور نازل شده ،
هامش
( 1 ) - آيا براى غير تو از ظهور و آشكارى چيزى هست كه براى تو نباشد ؟ »
( 2 ) - « كى غايب شدهاى تا نياز به ظهور و آشكارى داشته باشى »
( 3 ) - مراد آقاى ميرزا محمد على شاهآبادى است
( 4 ) - « كسى معرفت به قرآن دارد كه مورد خطاب آن است » . بحار الأنوار ، ج 24 ، ص 237 - 238 ، ح 6 .