تحت سلطهء شما بياورند يعنى تمام قواى عالم خاضع شما بشوند و بعد به شما گفته بشود كه يك قواى ديگرى هم در ماوراى اينجا هست آيا مىخواهى آن هم داشته باشى ، محال است بگوييد نه ، مىگوييد بله . مگر آن كه رسيده باشد به معدن كمال ، حجابها را دريده باشد و رسيده باشد به معدن كمال ، و او بسيار كم است .
كوشش براى تقويت معنويت و سركوب نفسانيت
بايد ما كوشش كنيم كه اين معنويت را تقويت كنيم و اين نفسانيت را هر چه مىتوانيم سركوب كنيم . اگر اين حل بشود همه چيز حل است . اختلافات روى همين معنا است .
هيچ اختلافى در عالم واقع نمىشود الا اينكه مبنايش اين است . شيطان هم روز اول گفت
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
« 1 » من از او بهترم ، تخلف خدا را كرد گفت ، حاصل ، به خدا گفت من بهترم و اين ارث شيطانى ، ارث است براى همهء ما . همه آن چيزى را كه در خود مىبينند ، آن را بالاتر از ديگران مىبينند . اگر همان مطلب در ديگرى باشد كوچك مىبينند ، وقتى در خودشان هست بزرگ مىبينند ، عيب خودشان را ناديده مىگيرند ، عيب كوچك ديگران را بزرگ مىشمارند . اينها همان فطرتى است ، فطرت الهى است كه ما به راه كج كشيدهايم او را
كُلُّ مَولُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ « 2 »
مگر اينكه
الَّا انَّ ابَواهُ
- شايد هم ابويه باشد لكن حديث اين طورى است -
يُهَوِّدانِهِ اوْ يُنَصِّرانِهِ اوْ يُمَجِّسانِهِ « 3 »
و همين طور همه چيز ، فطرت بر توحيد است ، لكن وقتى كه دست شيطان [ به ] انسان مىرسد منحرفش مىكند .
اگر اين حكومت اسلامى دست مثلًا يك دسته ديگرى بود مىگفتند خيلى خوب است ، حالا كه نيست دست آنها مىگويند خيلى بد است . اگر اين قوهء قضايى كه اين قدر خدمت كرده است ، دست يك دسته ديگرى بود مىگفتند خيلى ما خدمت كرديم ، حالا كه دست آنها نيست مىگويند اين قوه قضايى نيست ، اين ظلم است ، نه عدل . اين براى
هامش
( 1 ) - سوره اعراف ، آيه 12 : « مرا از آتش و او را از خاك آفريدهاى »
( 2 ) - « هر زاده شدهاى بر اساس فطرت پاك زاده مىشود » . عوالى اللآلي ، ج 1 ، ص 35 ، ح 18
( 3 ) - « مگر اينكه پدر و مادرش او را يهودى يا مسيحى و يا مجوسى مىگردانند » .