ماست كه ما را محجوب نموده ، « تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز » « 1 » به او پناه ببريم و از او - تبارك و تعالى - با تضرّع و ابتهال بخواهيم كه ما را از حجابها نجات دهد :
إلهى هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ الَيْكَ ، وَ انِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ، وَ تَصِيرَ ارْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ ، الهى وَ اجْعَلْنى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ . « 2 »
پسرم ! ما هنوز در قيد حجابهاى ظلمانى هستيم و پس از آنها حجابهاى نور است ، و ما محجوبان هنوز اندر خم يك كوچهايم .
پسرم ! سعى كن اگر از اهل مقامات معنوى نيستى انكار مقامات روحانى و عرفانى را نكنى كه از بزرگ ترين حيلههاى شيطان و نفس اماره كه انسان را از تمام مدارج انسانى و مقامات روحانى بازمىدارد ، وادارى اوست به انكار و احياناً به استهزاى سلوك إلى اللَّه كه منجر به خصومت و ضديت با آن شود و آنچه تمام انبياى عظام - صلوات الله عليهم - و اولياى كرام - سلام الله عليهم - و كتب آسمانى خصوصاً قرآن كريم كتاب جاويد انسانساز ، براى آن به وجود آمدهاند در نطفه خفه شود .
قرآن اين كتاب معرفة اللَّه و طريق سلوك به او ، با دست دوستان جاهل از طريق خود به انحراف و انزوا كشيده شد و آراى انحرافى و تفسيرهاى به رأى كه آن همه ائمهء اسلام - عليهم السلام - از آن نهى فرمودند ، در آن راه يافت و هر كس با نفسانيّت خود در آن تصرّف نمود . اين كتاب عزيز در محيطى و عصرى نازل شد كه تاريك ترين محيط و عقب افتاده ترين مردم در آن زندگى مىكردند و به دست كسى و قلب الهى كسى نازل شد كه زندگى خود را در آن محيط ادامه مىداد ، و در آن حقايق و معارفى است كه در
هامش
( 1 ) - ديوان حافظ
( 2 ) - بارالها بريدگى كامل ( از تعلّقات ) را براى توجه به خودت ارزانيم فرما ، و چشم دلهايمان را به فروغ نظر كردن به خودت روشن گردان ، تا ديدگان دل ، پردههاى نور را دريده و به معدن عظمت و جلال برسد ، و جانهايمان به عزّ قدس تو تعلّق يابند .
الها ، مرا در شمار آنان قرار ده كه صدا زدى پس پاسخت داد و نيم نگاهى به آنان كردى پس در برابر جلال تو مدهوش شدند . إقبال الأعمال : 687 .