هم صدا فرياد مىزنند كه ما محتاجيم به موجودى كه خود همچون ما فقير نباشد در هستى و كمال هستى ؛ و اين فطرت نيز از خود آنان نيست
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 1 » فطرت توحيد از خداوند است و مخلوقات فقير بالذات مبدّل نمىشوند به غنىّ بالذات و امكان ندارد چنين تبديلى . و چون بالذات فقير و محتاجند جز غنىّ بالذات ، كسى رفع فقر آنان را نخواهد كرد . و اين فقر كه لازم ذاتى آنان است هميشگى است ، چه اين سلسله ابدى باشد يا نباشد ، ازلى باشد يا نباشد ، و از هيچ كس جز او كارگشايى نخواهد شد و هر كس هر كمال و جمالى دارد از خود نيست بلكه جلوهء كمال و جمال اوست .
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 2 » در هر چيز و هر فعل و هر گفتار و كردار صادق است و هر كس اين حقيقت را دريابد و ذوق كند ، به كسى جز او دل نبندد و از كسى جز او حاجت نخواهد .
سعى كن در خلوات ، در اين بارقه الهى فكر كنى ، و به طفل قلبت تلقين كن و تكرار كن تا به زبان آيد و در ملك و ملكوت وجودت اين جلوه خودنمايى كند ، و به غنىّ مطلق بپيوند تا از هر كس جز او غنىّ شوى ، و از او توفيق وصول بخواه تا تو را از همه كس و خودى خودت ببرد و تشريف حضور دهد و اذن دخول .
پسر عزيزم او - جلّ و علا - اوّل و آخر و ظاهر و باطن است
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 3 »
أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرُ لَكَ ، مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ الى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ و مَتى بَعُدْتَ حَتّى تَكُونَ الآثارُ هِىَ الّتي تُوصِلُ الَيْكَ ، عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها رَقِيباً . « 4 »
غايب نبودهاى كه تمنا كنم ترا * پنهان نئى ز ديده كه پيدا كنم ترا
او ظاهر است و هر ظهورى ظهور اوست و ما خود حجاب هستيم . انانيّت و انيّت
هامش
( 1 ) - سورهء روم ، آيهء 30 : فطرت الهى كه مردم را بر آن آفريد ، آفرينش خدا را دگرگونى نيست
( 2 ) - سورهء انفال ، آيهء 17 : و ( اى پيامبر ) هنگامى كه تو تير افكندى ، نه تو ، بلكه خدا افكند
( 3 ) - سورهء حديد ، آيهء 3 : اوست اول و آخر و پيدا و پنهان
( 4 ) - آيا ممكن است براى غير تو از ظهور نصيبى باشد كه براى تو نيست ، تا آن كه او وسيله ظهور تو گردد ؟ ! كى غايب بودهاى كه نيازمند برهان باشى تا به تو دلالت كند ؟ و كى دور بودهاى تا آثار ( مخلوقات ) وسيلهء رسيدن به تو باشند ، كور باد چشمى كه تو را مراقب خود نبيند . إقبال الأعمال : 349 .