تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
من در طول اين نهضت ، اشخاصى را [ ديدم ، ] بسيار هم مردم نماز خوان و ملا و معتبر و اينها [ بودند ، ] لكن در همان يورش اول كه سازمان امنيت برد و يك دسته‌اى را اذيت كرد و زد ، راحت طلبى را برداشتند و انتخاب كردند و كنار نشستند ؛ حالا يا ساكت كنار نشستند يا بعضى هم ساكت نشدند و كنار نشستند ؛ يعنى ، موافقت كردند با دستگاه . اين دسته‌اى كه خودشان را از اول مهيا كردند براى مقابله ؛ مقابله با ظلم ، اين دسته از اول توجه به اين معنا داشتند كه اين مقابله زحمت دارد ، اين مقابله شهادت دارد ، اين مقابله حبس دارد . اينها در حبس هم بعضيشان مىرفتند و آن زجرها را مىكشيدند ، قدمشان كه از حبس بيرون مىآمد ، مىرفتند سراغ باز مقابله ؛ براى اينكه اين يك مكتبى بود و يك خطى بود ؛ خطى كه ترسيمش را انبيا از صدر عالم كرده‌اند ؛ آن انبيايى كه در آتش سوزاندند آنها را و ارّه كردند آنها را و آنها اگر مىخواستند كه آن خط خودشان را منحرف كنند ، خيلى هم محترم بودند . اين آقايانى كه در اين مسائل وارد بودند ، متوجه اين معنا بودند كه در زمان محمد رضا معلوم بود كه هر كس هر عملى بكند ، هر حرفى بزند ، اين در حبس است و در شكنجه است و در كذا ، لكن اينها حبس را مىرفتند ، شكنجه را مىديدند ، بيرون مىآمدند و باز همان پست را اداره مىكردند .

مذهب تشيع ، مذهب خون و شمشير

ما نبايد تصور اين را بكنيم كه اين ابرقدرتها از ما دست برداشته‌اند . ملتى كه مىخواهد زنده باشد و مىخواهد مستقل باشد و نوكر نباشد ، وابسته نباشد و مىخواهد آزاد باشد و تحت سلطه نباشد ، اين ملت بايد مهيا باشد براى همه چيز . اگر راحت طلبى را مىخواهد ملت ، از زمان محمد رضا بهتر از همه اين بود كه ظهر بيايند نماز بخوانند با امام جماعتشان و امام جماعت برود سراغ كارش و شما برويد سراغ كسبتان . راحت طلبى اين را اقتضا مىكرد ، حالا هم باز همان رژيم بود و همان بساط بود و شما هم نانتان را مىخورديد و آبتان را مىخورديد و شميرانتان را هم مىرفتيد و كارهاى عاديتان را انجام مىداديد ، لكن تكليف هم اين است ؟ در مقابل خدا هم مىشود انسان عذر بىخودى