اين جوانها و كودكهاى ما را بازى مىدهند و مىفرستند در خيابانها به خرابكارى يا بازى مىدهند و يك بمب دستشان مىدهند ، يك دختر ، يك پسر بمب را دستش مىدهند :
برو بگذار كجا ، اينهايى كه در آن كنارها نشستهاند ، انسانند اينها ؟ يا سبعهايى هستند كه خودشان جرأت بيرون آمدن نمىكنند و اطفال مردم را مىفرستند و خرابكارى مىكنند ؟ اينها گمان مىكنند كه ملت ما براى خاطر فلان شخص و فلان شخص قيام كرده است ؟
شما كارى بكنيد كه پيغمبر اسلام را از صحنه خارج كنيد ! شما كارى بكنيد كه خدا را از صحنه خارج كنيد ! شما كارى بكنيد كه اولياى عظام خدا را از صحنه خارج كنيد ! شما كارى بكنيد كه مذهب تشيع را از صحنه خارج كنيد ! و الّا مذهب تشيع و مذاهب اسلامى اين مسائل را ديدهاند . مذهب خون و شمشير است مذهب تشيع ، و اين تا آخر هست .
منتها يك وقت وسايل فراهم نبوده براى بعضيها ، لكن درصدد بودند كه بشود و يك وقت هم وسايل فراهم شد و شد . حالايى كه همچو قيام مردانهء بزرگى رخ داده است . و اين طور ملت ما براى همه چيز ايستاده است ، حالا شما مىتوانيد با يك بمب و با كشتن يك شخصيت - و لو هر چه شخصيت بزرگى باشد - مىتوانيد ملت را هم از صحنه خارج كنيد ؟ يا اينكه ملت فريادش بيشتر مىشود و مشتش گره بيشتر پيدا مىكند و عزمش جزمتر مىشود ؟ شما بايد اين « اللَّه اكبر » ها را از مردم بگيريد !
چند نفر عزيز كه بسيار خاطرشان عزيز است ، گرفتن از ملت ، ملت را عقب نمىنشاند ، صفها فشردهتر مىشود ، فريادها بيشتر مىشود و مشتها گرهش محكمتر مىشود . شما نمىتوانيد با ترور بعضى شخصيتها ، با بمب گذاشتن در بعضى جاها - هر جا باشد - نمىتوانيد اين ملت را از صحنه خارج كنيد . اين ملت سرتاسر كشور الآن در [ صحنهاند . ] الآن در تمام كشور در صحنه ، مردم موجودند و با مشتهاى گره كرده ايستادهاند در مقابل شما . ملتى كه جوانش هر دو پايش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پيش من ، مع ذلك ، مىگويد كه دعا كنيد كه من شهيد بشوم ، ملتى كه مادر شهيد مىآيد و مىگويد من اولاد ديگرى هم دارم و براى شهادت حاضرم بدهم ، ملتى كه جوانهاى او در جبههها نماز شب مىخواند و جهاد فى سبيل اللَّه مىكند و اين جهاد را براى خودش فخر مىداند
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٢٤