بتراشد ؟ فرضاً كه حالا كسى عذر تراشيد به اينكه خوب ، ما ديديم كه وقتى وارد بوديم در اين امور ، از همهء اطراف كشورهاى وابسته به امريكا و شوروى و افراد وابسته به اينها از داخل و خارج مزاحمت ايجاد مىكنند ، مىكشند افراد را ، بمب مىگذارند و چه مىكنند ، هجوم مىكنند و وارد كشور مىشوند ، خوب ، تكليف چيست ؟ تكليف اين است كه حالا ما رها كنيم آن طريقهء اسلام را و آن طريقهء انبيا را و راحت طلبى را انتخاب كنيم و چند روز ادامهء زندگى حيوانى بدهيم ؟ ! با حيوانات فرق نداشته باشيم ؟ ! حيوانات هم
إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
؛ « 1 » آنها هم ذكر و تسبيح دارند ، لكن همّشان علفشان است . انسان هم بايد اين طورى باشد كه همّش علفش باشد و هر چه ذلت و خوارى است تن به آن بدهد ؛ براى اينكه چند روز زندگى مرفه بكند ؟ !
اين زندگىاى است كه بعضى انتخاب كردهاند براى خودشان و آن وقت اين جوانهاى ما ، كه در جبهه و پشت جبهه ، مشغول به فعاليت هستند و اين جهاد سازندگى كه شما آقايان از اجزاى آن هستيد ، روز و شب خودتان را براى اين ملت صرف مىكنيد ، آنها كنار بنشينند و بگويند كه اينها مجنون شدهاند ! كنار بنشينند و اعلاميه بدهند ، روشنفكرشان اعلاميه بدهد ، روشنفكرشان صحبت كند و محكوم كند ! خوب ، در مقابل رفقاى خودشان البته مىنشينند و حرفهايى مىزنند ، براى خودشان هم تكليف شرعى معين مىكنند ، اما در مقابل خدا هم مىشود انسان تكليف شرعى درست كند ؟ ! خدا را هم مىشود اغفال كرد - نعوذ باللَّه ؟ ! فرضاً ما و شما را اغفال كنند ، اين جناياتى كه الآن ، امروز در كشور ما واقع مىشود ، اين جنايات را صحه بر آن مىگذارند يا مخالف هستند ؛ اگر صحه مىگذارند و امثال اينهايى كه شهيد شدند ، آنها [ را ] مستحق مىدانند از براى قتل و از براى شهادت ، پيش ما - فرضاً - گفتند كه فلان آدم ، آدم فاسدى بود و بايد از بين برود ، اما پيش خدا هم مىشود اين طور صحبت كرد ؟ اينهايى كه خدا را قبول دارند و اينها را محكوم نمىكنند ، جواب خدا را چه مىدهند ؟ و آنهايى كه نشستهاند در كمين و
هامش
( 1 ) - سورهء اسراء ، آيهء 44 : موجودى نيست مگر آنكه به حمد و سپاس خداوند ، تسبيح گوى است .