بود ؛ تمام عمرشان را صرف مىكردند در اينكه با ظلمها و با چيزهايى كه در ممالك دنيا واقع مىشود ، همّشان را اينها صرف مىكردند در مقابله با اينها . كسى كه تاريخ انبيا را ديده باشد و تاريخ اسلام را ديده باشد و تاريخ زندگى حضرت رسول - سلام اللَّه عليه - را و ائمهء اطهار و اصحاب رسول اللَّه را ديده باشد ، مىبيند كه اينها از اوّلى كه وارد شدند در ميدان و به حد بلوغ رسيدند و رسول اكرم از اوّلى كه اين رسالت به او محول شد تا آن وقتى كه در بستر مرگ خوابيده بود يا شهادت ، بين اين بستر و آن بعثت ، تمام فعاليت بوده است ، جنگ بوده ، دفاع بوده . و كسى كه زندگى امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - را مشاهده كند نيز [ مىبيند ] همين طور بوده ؛ جهاد در راه خدا و جهاد در راه احكام خدا بوده است . و ساير ائمه - عليهم السلام - البته آن كه از همه بارزتر و معروفتر است سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - است . اگر وضع تفكر سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - مثل بعض مقدسين زمان خودش بود ، آنها طرحشان اين بود كه بماند همان در جوار حضرت رسول - سلام اللَّه عليه - و عبادت كند . اگر وضع تفكر مولا هم اين طور بود ، كربلايى پيش نمىآمد ؛ يك راحت طلبى بود و كنارهگيرى از جامعه و دعا و ذكر بود ، لكن وضع تفكر جور ديگرى بود . چنانچه ائمهء ما - عليهم السلام - سازش مىكردند با اهل ظلم و ستم ، احتراماتشان بسيار زياد بود ، خلفا حاضر بودند كه آنها را هر جور احترام مىخواهند بكنند كه آنها دست از دعوتشان بردارند . حضرت موسى بن جعفر همين طور من باب اتفاق نبود كه چندين سال در حبس به سر برد و تبعيد بعض ائمه و احضار از مدينه ، بردنشان به محل خليفه ، « 1 » همچو نبود كه اينها يك مردم عادى باشند كه همين بنشينند و درسى بخوانند و درسى بگويند و مطالعهاى بكنند و عبادت خدا را بكنند و در جوار رسول خدا عبادت كنند . اگر طرز افكار آنها هم اين بود ، اين مذهب يك مذهبى كه در مقابل ظلم در طول تاريخ واقع شده است ، نبود . اين دو رشته از اول خلقت تا حالا بوده است ؛ رشتهء تعهد به اسلام و ايستادگى در مقابل ظلم و ستم و ديكتاتورى و قدرتهاى شيطانى و سازش .
هامش
( 1 ) - اشاره است به هجرت اجبارى امام هشتم ( ع ) به محل خلافت مأمون عباسى ، يعنى شهر مرو در خراسان بزرگ .