تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
خوب ! اين يك مسأله و يك بيمارى است در انسان كه معالجهء او را با زحمت مىشود كرد . و بايد انسان پيش اشخاصى كه مىتوانند معالجه كنند خودش را معالجه كند . پيش اطباى روح برود و خودش را معالجه كند . قبل از اينكه دست به قلم بزند و قبل از اينكه زبان باز كند ، توجه به حال خودش بكند ، و توجه به مسائل سياسى ، اجتماعى ، امورى كه الآن ما مبتلا به آن هستيم ، ببيند كه آيا اين صحبت در سطح كشور يك تشنجى ايجاد مىكند ؟ چماق ايجاد مىكند ، يا آرامش ايجاد مىكند ؟ ببيند كه اين روزنامه و اين قلم ، آرامش در اين كشور كه الآن لازم است ايجاد مىكند ، يا تشنج ايجاد مىكند ؟ چنانچه تشنج ايجاد كرد ، اين روزنامه چماق است و آن گفتار چماق است . و اگر آرامش در مردم ايجاد كرد ، اين رحمت است و اين مشكور است پيش خداى تبارك و تعالى .

ايجاد اختلاف و نفاق در كشور ؛ بزرگترين معصيت

خدا را در نظر بگيريد اى گويندگان ، اى نويسندگان ، اى كاركنان مملكت ، اى كارمندان ادارى و غير ادارى ، و كشاورز و همه ! خدا را در نظر بگيريد ، خدا حاضر است همه جا . زبان شما در محضر خداست . چشم شما در محضر خداست . همهء قواى شما در محضر خداست . در محضر خدا خدا را معصيت نكنيد . امروز در كشور ما ؛ بزرگتر معصيت ؛ ايجاد اختلاف است ؛ ايجاد نفاق است . بزرگترين رحمت براى ما و تكليف براى ما ايجاد آرامش است و ايجاد رفاه است . گويندگان ما ، نويسندگان ما هر چند هم بسيار خوب باشند و بسيار متعهد باشند ، لكن گمان نكنند كه از آن شرور باطنى پاك شدند ؛ از آن شيطان باطن پاك شدند . توجه كنند كه شيطان باطنى انسان تا آخر هم همراه انسان هست . گاهى اين شيطان كارى مىكند كه انسان خودش را به هلاكت برساند كه رفيقش را به هلاكت برساند . شما اين قصه را شنيده‌ايد كه يك نفر بنده‌اى داشت و به او بسيار محبت كرد و بسيار تربيت كرد بعد گفت به او : من در مقابل اين همه محبت كه به تو دارم فقط يك خواهش از تو دارم ، آن اين است كه بيا بالاى پشت بام اين همسايهء من كه رقيب من است سرِ من را بِبُر ! انسان يك