تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ترويج مىكنند ! يك مسأله در كشور واقع مىشود ؛ اين يك مسأله را يك جمعيتى تأييد مىكنند و توصيف مىكنند و قلمها به كار مىافتد كه اين كار خوبى است ؛ و يك دستهء ديگر مقابل آنها مىايستد و اين امر را محكوم مىكنند و قلمها و گفتارها به كار مىافتد براى محكوم كردن او ، چرا ؟ براى اينكه اين كار به نفع فلان دسته بوده است و به ضرر فلان دسته ؛ از دوستان حاصل شده است ، يا از رقيبان . اگر از دوستان حاصل شده است ، خوب است هر چه مىخواهد باشد . خوبى را براى دوستى مىخواهيم ؛ نه خوبى را براى خوبى . عدالت را براى عدالت نمىخواهيم ؛ عدالت را براى دوستان مىخواهيم . ديگرانى كه در مقابل ما ايستاده‌اند و ما آنها را رقيب حساب مىكنيم . هر چه كار خوب از آنها صادر بشود بد نمايش مىدهيم . قلمها به كار مىافتد و انتقادها پيش مىآيد . وقتى همين كار از دوستان ما پيدا مىشود ، هر چه مىخواهد باشد ، قلمهايتان به كار مىافتد و از او تأييد مىكنيد . پس عدل را براى عدل نمىخواهيد . حق را براى حق نمىخواهيد . حق را اگر كسى براى حق بخواهد ، چنانچه حق بر ضد خودش هم هست آن را بايد بخواهد و دوست داشته باشد و اظهار كند . و باطل را اگر از خودش هم صادر شده باشد بايد مبغوض او باشد و اقرار كند . آيا اينهايى كه بنا دارند صحبت بكنند ، حق را براى حق مىخواهند و باطل را براى باطل نمىخواهند ؟ يا حق را براى خودشان مىخواهند ؛ و باطل هم اگر از خودشان يا دوستان خودشان صادر بشود حق جلوه مىدهند ؟ و حق چنانچه از رقباى خيالى خودشان حاصل بشود ، باطل جلوه مىدهند . انسان نمىتواند به اين زودى از شرّ خودش - كه از شرّ شيطان بالاتر است - فارغ بشود . لكن مىتواند قلم خودش را كنار بگذارد ؛ مىتواند زبان خودش را كنار بگذارد ؛ مىتواند قبل از اينكه مىخواهد صحبت بكند ، ببيند كه روى چه مبادى صحبت مىكند ، چه مبادى او را وادار كرده است به اينكه صحبت بكند . اين مسأله‌اى است كه عمومى است ، در همه جاست ؛ هر كارى صادر بشود از خودم اين خوب است ! ميزان من هستم هر كارى از من صادر بشود ، چون ميزان من هستم خوب است ! و هر كارى از رقيب من حاصل بشود بد است ، براى اينكه رقيب من است ! هر چه هم خوب باشد كار خوبِ رقيب ، بد است ؛ و كار بد من