است كه اگر يك استادى ، عارفى ، يك شخص الهى بخواهد با موعظه و نصيحت و اينها بكند ، بعد از سى سال ، چهل سال زحمت ، ده تا پانزده تا را تربيت مىكند . يك كشور سى و چند ميليونى يك دفعه از آن ظلمتهايى كه
بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ
« 1 » يك دفعه جهش كرد و در نور واقع شد ، نورهاى غير متناهى . اين تحولى كه الآن در كشور ما هست ، همهاش روى اين مقصد است كه از اول فريادشان بلند بود كه ما اسلام را مىخواهيم .
طاغوت را نمىخواهيم . اين ، عنايت خدا را به اينها جلب كرد . خداى تبارك و تعالى كه مشاهده مىفرمايد كه يك ملتى از كوچك و بزرگشان مىگويند ما اسلام را مىخواهيم ، عنايتش را به اينها متوجه كرد . اين عنايت الهى است كه جوان كذايى كه بايد در - به حسب طبع خودش - بايد در كجا باشد ، اين را كشاند به جنگهاى بين اسلام و غير اسلام ، و با چه روى گشاده . مثل سربازهاى ديگران نيست ، كه بايد با فشار و زور و وعده و وعيد آنها را وادار كرد به امر . اينها همچو به طبع خودشان . من وقتى كه در تلويزيون مىبينم كه يك گروههايى ، زنهاى يك بلدى - خوب ، همه بلاد اين طورند - نشستهاند و دارند براى اين جوانهايى كه در جبههها مشغول هستند ، با كمال جديت دارند بستهبندى مىكنند ، دارند نان مىپزند ، دارند بستهها را درست مىكنند ، من خجالت مىكشم كه ما چرا ، ما چه هستيم و اينها چه هستند . يك ملت اين طورى شده است . يك ملت ، ملتى شده است كه براى اسلام و براى وطن اسلامى خودش تمام قشرها قيام كردند . هر كه هر چه مىتواند . خوب ، ديديد كه بعضى [ از ] اين پيرمردها ، يكى از آنها هم آمده بود اينجا ، از اين پيرمردها مىروند التماس مىكنند كه ما جبههء جنگ برويم . با اينكه نمىتواند برود ، مىگويد نه ، من قدرتش را هم دارم بفرستيد مرا ، مىتوانم . بچههاى كوچك هم همين فكر را دارند . همين كار را كه بزرگها مىكنند ، بچهها هم همان كارها را انجام مىدهند ، و تعليمات نظامى كانّه مىخواهند بگيرند . يك مملكتى اين طورى شده است . اين عنايت خداست كه به ما توجه پيدا كرده است . ما تا اين عنايت را داريم ، شكست نداريم . تا اين
هامش
( 1 ) - سورهء نور ، آيهء 40 : « برخى بالاتر از برخى ديگر » .