در استخدام دولت واقع نمىشويم . اين استخدام اسلام است ، دولت خودش اسلامى است . نه اين است كه خودش مستقل است ، آن هم خدمتگزار اسلام است . همه خدمتگزار اسلام هستيم .
البته بايد همهء امور بر نظام و نظم باشد . وقتى كه پايهء امور بر نظم بنا شده باشد - و حفظ نظم از واجبات الهى است - بايد در قوّهء قضايى هم اين نظم محفوظ باشد ؛ يعنى ، اين طور نباشد كه قاضى يك روز بخواهد بيايد ، يك روز هم دلش بخواهد نيايد . اين يك ؛ يا بايد در استخدام ، استخدام اللَّه برآيد و وظيفهء شرعى - الهى خودش بداند كه بايد روى موازينى كه هست ، ساعاتى كه تعيين شده است براى كار ، كار بكند و اگر نخواهد هم اين كلمهء « استخدام » را قبول بكند ، يا اصلش تصدّى نكند ، يا ملزم بداند خودش را به الزام شرعى كه اگر آمد نظام را حفظ كند . اگر بخواهد وارد بشود و بىنظم باشد - من يك هفته دلم نمىخواهد بيايم ، الزامى كه من ندارم . نمىخواهم - يك همچو آدمى ؛ اصلًا از اول وارد نشود . اگر مىتواند كه روى موازينى كه تعيين مىشود و شوراى قضايى تعيين مىكند ، عمل بكند ؛ ملتزم به اين باشد كه اين عمل تا آخر روى موازين باشد ، و هر روز هم خودش را عاجز از اين داشت ، خوب برود پيش شورا و استعفا بدهد . اما متصدى باشد و بىنظم متصدى باشد ، اين صحيح نيست . بايد يك مملكتى همه چيزش نظام داشته باشد . همان طورى كه اگر در شهربانى بخواهند اينهايى كه پاسبان هستند بگويند كه ما امروز مىخواهيم نياييم ، امروز ميلمان كشيده است كه منزل باشيم ، اين نمىشود . اين پاسبان نمىشود و اين شهربانى هم نمىشود . در ساير ادارات هم يك ادارهاى بگويد كه من امروز نمىخواهم بيايم ، اين خواستنى نيست . كسى كه يك امرى را تصدّى كرد ، بايد نظامش را حفظ بكند .
آقايان هم ، كه از همهء قشرها از حيث كار اهميتشان بيشتر است ، بايد اين نظام را حفظ بكنند و همين طورى كه در ساير جاها يك نظامى هست ، و بدون نظم يك امرى تحقق پيدا نمىكند - يعنى ، فاسد مىشود - بايد نظام را حفظ بكنند و هر چيزى را كه تقبّل كردند ، با نظم و با ترتيب ، آن را اجرا بكنند و عمل بكنند .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: السيد الخميني
ص١١٤