تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
كند . حالا كه به حمد اللَّه ، يك كشور اسلامى داريم و همهء اركانش اسلامى است ؛ نمىشود امروز گفت كه دولت هست و ما زير بار دولت نمىرويم و دولت هست و ما مستخدم دولت نمىشويم . اين حرفها مال زمان طاغوت بود . زمان رسول اللَّه هم دولت بود ، زمان امير المؤمنين هم دولت بود . مىشد بگويى كه دولت هست و ما استخدام در اين دولت نمىشويم ؟ ! دولت از امورى است كه بايد در مملكت باشد . از واجبات حسبيّه‌اى است كه واجب است براى حفظ نظم ، دولت باشد . اگر دولت باطل باشد ، استخدام در او جايز نيست ، مگر اينكه براى يك احقاق حقى باشد ، چنانچه در صدر اسلام هم اين مسائل بوده است و اگر دولت صحيح حقى بود ، نبايد اشخاص بگويند كه ما در اين دولتى كه صحيح و حق است نمىرويم ؛ براى اينكه اسمش « دولت » است . حكومتهاى اسلامى ، همه دولتهاى اسلامى بودند ، همه متولّى امور مردم بودند . عمده اين است كه دولت چه دولتى باشد . اگر دولتى مثل دولت فعلى باشد ، كه اركانش همه اسلامى هستند و همه در راه اسلام مىخواهند خدمت بكنند ، نبايد كسى تحاشى « 1 » كند از اينكه من نمىخواهم وارد بشوم در اين دولت و استخدام بشوم . استخدام دولت حق است . زمان حضرت امير هم اشخاصى بودند كه شُرطه « 2 » بودند ، اشخاصى بودند حكومت بودند . استاندار بودند ، اشخاص مؤمنى بودند كه كارفرما بودند در جاهايى . اين طور كلىاش را كه آدم بگويد آن وقتى كه زمان طاغوت بود ، بگويند كه ما در خدمت طاغوت واقع نمىشويم ، حالا هم كه زمان اللَّه است ، بگويند كه ما در خدمت واقع نمىشويم ، اين كج‌فهمى است . اگر قاضى - مثلًا - در قوّهء قضاييه كمبود بود و به هر كس اظهار كردند ، وقتى به مقدار كفايت نباشد ، واجب است بر اينكه تصدّى بكند و قضاوت بكند ؛ نبايد بگويند كه حالا كه قضاوت است ، ما در خدمت دولت واقع نمىشويم . خدمت دولت ، يك خدمت خداست . الآن دولت ، دولت الهى است و خدمت به اللَّه است ، نه خدمت به طاغوت است . بنا بر اين ، نبايد بعضى از آقايان تحاشى كنند از اينكه ما
هامش
( 1 ) - كناره گرفتن ، اباء كردن ( 2 ) - حافظين امنيت شهرنشينان .