قوّهء مجريه هم كه عبارت [ است ] از رئيس جمهور و نخست وزير و بعداً ان شاء اللَّه ، وزرايى كه تعيين خواهند شد ، اشخاصى هستند كه خود ملت تعيين كردند ، كسى تحميل به آنها نكرده است . مجلس هم كه از خود ملت است ، بعد كابينه را رأى به آن مىدهد و بلااشكال ، به كسى كه بر خلاف موازين اسلامى رفتار كند و غير متعهد باشد و از حال مستضعفين بىاطلاع باشد ، رأى تمايل نخواهند داد .
اهميت قضاوت و نظم
لكن بايد عرض كنم كه اين قضاوت در اسلام بسيار اهميت دارد و بسيار خطرناك است . اهميت دارد كه تمشيت امور مردم و رفع ظلمها و مخالفتها و اينها با دست اينها بايد بررسى بشود و مظلوم از ظالم ممتاز بشود و حق اجرا پيدا بكند و خطرناك است ؛ براى اينكه چنانچه - خداى نخواسته - حكم بر خلاف ما أَنزَلَ اللَّه « 1 » باشد ، و لو در دو درهم ،
عَلى حَدِّ الكُفْر « 2 »
و قاضى
عَلى شَفيرِ جَهَنَّم . « 3 »
بسيار خطرناك است ، لكن امرى است كه واجب كفايى است و بايد تكفل كرد . هر يك از اشخاصى كه متصدى هستند اگر مجتهد عادل باشند ، مستقلًا مىتوانند و چنانچه مجتهد نباشند ، آنها به تعيين مجتهد - در يك زمانى كه ما فاقد هستيم ، افرادى كه تمام جهات را مستجمع باشند ، با تعيين مجتهد - تصدّى مىكنند . نبايد از كارى كه اهميت دارد شانه خالى كرد . كار ، آنكه اهميت دارد در نظر شارع مقدس ، اين را نمىتوانيم ما از آن شانه خالى كنيم ؛ واجب كفايى است . اگر شانه از زيرش خالى كردند ، مورد مؤاخذه خواهند بود . بايد تصدّى كرد . حتى در زمان بعضى از امراى سابق مثل خلفاى بنى عباس و بنى اميّه و اينها ، بعضى از اشخاص در خدمت آنها به حسب ظاهر مىرفتند - و اشخاص بسيار صحيحى بودند - براى جلوگيرى از بعضى مظالم . اين طور نيست كه اگر يك حكومتى هم ظالم شد ، كسى بداند كه مىتواند رفع ظلمى از مردم بكند ، مىتواند يك راه صحيحى را پيش بگيرد ، بتواند از آن شانه خالى
هامش
( 1 ) - آن حكمى كه خدا نازل كرده است
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 ، كتاب القضاء ، باب 5 ، ح 2
( 3 ) - مجمع الزوائد ، هيثمى ، ج 4 ، ص 193 .