قاضى وقتى كه ابا الحسن به ايشان گفت ، اشكال كرد به او كه نه ، به آن هم هر چه مىگويى به من هم همين طور بگو . « 1 » اين دستورى است براى همهء ماها كه بايد در مسند قضا ، يكى كه نشست ، همهء ملت پيشش با يك نظر باشد . تمام نظرش به اجراى عدالت باشد . عدالت ، در دشمنش هم به طور عدالت ، در دوستش هم به طور عدالت . نه اينجا مسامحه كند و نه آنجا سختگيرى كند .
و بالاخره ، اين امور مهم در دست شما آقايان است . از قرارى كه الآن آقايان كه پيش من آمدهاند ، از شوراى قضايى ، خيلى اميدوار بودند به اين چهرههاى نورانى . بايد در هر جا كه باشيد و هر مطلبى كه پيش شما بيايد ، هر قضاوتى كه پيش شما بيايد ، به طور حق ، به طور عدالت [ قضاوت كنيد ، ] بدون نظر به اينكه اين آدم چى است و آن آدم چى . حتى يك مجرم درجهء اول وقتى كه آمد ، روى حق نظر بكنيد . اين سابقهاش چه جورى است ؛ اين را نظر نگيريد ، روى حق و عدالت به آن نظر بكنيد و حكمى كه صادر مىكنيد يك حكم عادلانه باشد كه در محضر حق تعالى كه وارد مىشويد ، مورد اشكال نباشيد و روسفيد باشيد .
من اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالى شما را موفق بكند . هم جهات شرعى ، كه عرض كردم - آن جهات ديگر هم شرعى است . اين منتها در متن است راجع به حكم عدالت - ان شاء اللَّه ، موفق بشويد و هم راجع به نظم و اينكه روى يك موازين باشد .
شوراى قضا اگر يك چيزى را گفت ، شما نگوييد كه من خودم مستقلّم و مىخواهم چه بكنم . اين غير نظم است ، اين نظم نيست . هر كس در خودش اين طور مىبيند كه اگر بيايد گوش نمىدهد به اينكه يك نظمى باشد ، برايش جايز نيست تصدّى اين امر ؛ برود كنار ، الزامى نيست هر كس كه به خودش اين را مىبيند كه وقتى آمد روى موازين عمل بكند و روى نظام عمل بكند و شوراى قضايى اگر يك چيزى را گفتند بپذيرد ، ان شاء اللَّه مأجور باشد پيش خداى تبارك و تعالى . اين را شما يكى از عبادات حساب بكنيد كه قوّهء قضاييه
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 65 .