كه همه مىدانند كه چه جنايتهايى در اين كشور مرتكب شدند و خود آن مردِكه « 1 » يك مقام غير مسئول - به حسب اصطلاح آنها - داشت ، در رأس همهء جنايتكارها بود .
جنايتكارها همه الهام از او و او الهام از اجانب مىگرفت .
قوّهء قضاييه ، كه در اسلام آن قدر در آن اهتمام شده است و حكم را يا نبى يا وصى نبى بايد متصدى بشود و اگر غير نبى و وصى نبى - سفارش شده از طرف نبى اكرم - باشد ، آن ثالث مىشود شقى ، قوّهء قضاييهء ما هم به دست يك اشخاصى افتاد كه من گمان نمىكنم در تمام افرادى كه متصدّى قضا بودند ، يك نفرشان صالح باشد . اگر گفته مىشود كه در بين اينها يك اشخاصى بودند كه - مثلًا - يك قدرى متديّن بودند ، لكن صالحيّت براى قضا غير از تديّن است ؛ امر مهمى است كه شايد در اسلام كمتر چيزى مورد توجه بوده است مثل قوّهء قضاييه . نكتهاش هم معلوم است ؛ براى اينكه در دست قوّهء قضاييه ، همه چيز ملت است ؛ جان مردم است ، مال مردم است ، نواميس مردم است ، همه در تحت سيطرهء قوّهء قضاييه است و قاضى چنانچه - خداى نخواسته - نالايق باشد ، ناصحيح باشد ، اين در اعراض و نفوس مردم سلطه پيدا بكند ، معلوم است چه خواهد شد .
از اين جهت ، من به ملت ايران تبريك مىگويم كه در اين زمان ، نه قوّهء مقنّنه يك قوّهاى است كه ليستش را داده باشند و تعيين كرده باشد كسى آنها را ، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اينكه كسى تحميل به آنها بكند ، اينها را تعيين كرده است و هر كدام هم كه ناصالح بودند ، خود مجلس كنار گذاشته است . بنا بر اين ، قوّهء مقنّنهء ما قوّهاى است كه صالح است و اكثر افرادش ، افراد متعهد هستند و همهشان از همين جمعيت ملت هستند و از آن كاخنشينها نيستند . قوّهء قضاييه هم معلوم است كه يك نفر از آن اشخاصى كه طاغوتى باشند در اينها نيست و همه اهل علمى هستند كه با زندگى طلبگى امرار معاش كردهاند و در متن جامعه بودهاند و از گرفتاريهاى جامعه اطلاع دارند و گرفتار بودهاند خودشان هم . اينها مىتوانند كه به درد مستضعفين برسند .
هامش
( 1 ) - محمد رضا پهلوى ، شاه مخلوع ايران .