تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

لزوم بىطرفى كامل در قضاوت

از مهماتى كه بايد عرض كنم ، دقت در امر قضاست . وقتى كه نواميس مردم ، جانهاى مردم ، مالهاى مردم تحت نظر شماست ، نبايد كه مسامحه بشود - خداى نخواسته - يك غير مجرمى مجرم شناخته بشود يا يك مجرمى كه بايد حد الهى برايش جارى بشود ، اين غير مجرم شناخته بشود . بايد در امر قضا ، كمال دقت را كرد و با دقت اجرا كرد . مبادا - خداى نخواسته - به دست يكى ، يك ظلمى واقع بشود . هر دو طرفش ظلم است : اگر يك غير مجرمى ، مجرم شناخته بشود ، ظلم به آن شخص است و اگر يك مجرمى ، غير مجرم شناخته بشود ، ظلم به آنهايى است كه اين جرم مرتكب شده است براى آنها . بايد تمامش را با كمال دقت ، با كمال مواظبت و احتياط ، عمل كنيد كه مبادا يكوقت - خداى نخواسته - يك كسى به قتل برسد ، در صورتى كه جرمش به مقدار قتل نيست . كسى يك حبس طولانى بشود ، در صورتى كه جرمش به مقدار اين حبس نيست يا قاتلى فرار كند از زير بار قصاص به توهّم اينكه خوب ، يك ترحّمى بايد به آن كرد . نه ، قاضى بايد با تمام شدت ، توجه بكند به مواضع قضا . قاضى بايد - جسارتاً عرض مىكنم - قسىّ القلب باشد ، تحت تأثير واقع نشود . قاضى كه نفسش جورى است كه اگر - مثلًا - اين مجرم يك قدرى گريه كرد ، يك قدرى ناله كرد ، يك قدر التماس كرد ، تحت تأثير واقع بشود ، اين نمىتواند قاضى واقع بشود يا اگر حس - مثلًا - انتقامجويى در قاضى باشد ، آن هم نمىتواند قاضى باشد . قاضى يك نفر آدمى است كه بدون اينكه هيچ نظرى داشته باشد - راجع به قضيه - اگر برادرش را آوردند پيشش كه قضاوت كند ، همانطور باشد كه اگر دشمنش را آوردند ؛ يعنى ، در قضا آن طور باشد . حكمى كه مىخواهد بكند بين برادرش و بين دشمنش ، در حكم فرق نگذارد . نمىگويم در عوارض نفسانى ، نخير ، در حكم ؛ يعنى ، همان طورى كه براى برادرش حكم به حق بايد بكند ، براى دشمنش هم همانطور ، على السّواء باشد پيشش همه . شما شنيده‌ايد كه حضرت امير با آن ظاهراً يهودى بود كه در محضر قاضى واقع شدند ، در صورتى كه حضرت امير رئيس بود . وقتى كه احضارش كرد ، رفت پيش قاضى