تمام نظرشان به اين است كه كى شب بشود ما سينما برويم ؛ و كى تابستان بشود ما دريا برويم ! همهء نظر اين است . يك آدم افيونى نمىتواند فكر كند براى يك مملكت . يك آدمى كه مغزش به موسيقى عادت كرد نمىتواند براى مملكت مفيد باشد . و اينهايى كه بازى خوردند از خارج ، يا بازى نخوردهء عمّال خارج هستند ، و ترويج موسيقى مىكنند ، ترويج فحشا مىكنند ، ترويج اين كارهايى كه جوانهاى ما را به تباهى مىكشد مىكنند ، اينها نتيجهء كارهايشان اين است كه يك مملكت را كه قدرتش بايد از جوان سرچشمه بگيرد ، بايد جوان ، آن قدرت را داشته باشد تا اداره بكند ، اين قدرت را از جوان مىگيرند . اين فكرِ اينكه چه مىگذرد به اين مملكت ، حكومتها چه مىكنند با اين مملكت ، محمد رضا چه به سر اين مملكت آورد ، اين فكر از توى كلّهها بيرون مىرود . تمام توجه ، تمام اين مغز ، مغز موسيقى مىشود . به جاى مغز جدّى ، مغز لَهْوى مىنشيند . بايد يك آدمى باشد كه به سرنوشت خودش فكر كند ، اين فكر را از او گرفتهاند . اين آزادى است كه « آزادى استعمارى » بايد به آن بگوييم . غير آزادى است كه در ملت بايد باشد . آزادى است كه از خارج وارد شده است و ماها را اين طور كرده است ؛ جوانهاى ما را اين طور كرده است . جوانها آنهايى كه عادت بكنند ، چند روز عادت بكنند به اين كارها ، به اين عشرتها ، به اين چيزهايى كه در سينماها مىكردند و نمايش مىدادند ، اين ديگر در فكر اينكه نفت ما را كى مىبرد و آهن ما را كى مىبرد و گاز ما را كى مىبرد ، اين به اين فكرها ديگر نيست . چه كار دارم ، بگذار عيش و عشرتم را بكنم ! مگر بيكارم كه بروم وقتم را صرف كنم براى اين چيزها . اين طور ما را بار آوردند . تا جوانها را اين نويسندگان بىانصاف ما نجات ندهند و آزادى سالم را ترويج نكنند و آزادى فاسد را جلويش را با قلم و قدم نگيرند ، اميد اينكه يك مملكت آزاد مستقل داشته باشيم را به گور بايد ببريم .
موسى - عليه السلام - مأمور شد :
أَنْ أَخْرِجْ ؛
قومت را از ظلمات به نور [ بِبَر ] مأموريت اين است . مأموريت همهء انبيا اين است كه اينها را از اين ظلمتها ، از اين چيزهايى كه بر خلاف مسير انسانيت است ، بر خلاف مسير مليت است ، اينها را خارج كند ، و متوجه به
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٦٤