تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
اين خبيث « 1 » فرار كرد از « ايّام اللَّه » بود ؛ كه يك ملتى كه هيچ نداشت يك قدرت را شكست ، به طورى كه نتوانست بماند . نه قدرت خودش ، قدرت همه ؛ دنيا ايستاده بود مقابل شما ، من مطّلع بودم ، دنيا ايستاده بود پشتيبان ، پشتيبان خودش اول ؛ پشتيبان وارث آن ، كه اين شخص بختيار باشد ، ثانياً . ايستاده بودند دنبال او كه نگهشان دارند . دو دستى امريكا چسبيده بود كه شاه را نگه دارد . وقتى او فرار كرد ، دودستى چسبيده بودند بختيار را نگه دارند . مىفرستادند پيش ما كه اين از ماست ، اين مال ماست ! نوكر بودند اينها ، و اين را بعيد ندانيد كه يك نفر را ده سال ، پانزده سال ، بيست سال ، با يك صورتى نگه دارند ؛ به يك صورت ملّى ، صورت دروغى ملّى ، صورت ملّى كاذب ، نگه دارند براى يك روز كه به دردشان مىخورد . ممكن است بيست سال يك كسى تو مسجد نماز بخواند و عرض مىكنم كه عبادت به جا بياورد كه يك روز براى آنها كار بكند ! اين ممكن است . و ممكن است يك نفر آدم ده بيست سال ادّعاى صداقت بكند و مليّت بكند و فحش هم بدهد به خارجيها ، مقاله هم بنويسد به ضد آنها ، تا در دل مردم درست جاگير بشود ، براى يك روز . آن يك روز ، آن روزى بود كه وقتى او رفت او جايش باشد براى حفظ منافع اجنبيها . هيچ بعيد شما ندانيد اينها را . چنانچه شد و واقع شد و ديديد و به ما مىگفتند كه زود است ؛ شما حالا نرويد زود است ، حالا حالا شما به ايران نرويد . مىخواستند جمع و جور كنند قدرت خودشان را و آشفتگيها را تمام كنند كه ديگر امكان رفتن نباشد ، آن هم يكى از « ايّام اللَّه » بود . و يكى از ايام بزرگ خداى تبارك و تعالى آن شبى بود كه كودتا كردند اينها . آن شبى كه ما تهران بوديم و روز هم اعلام حكومت نظامى شد كه روز هم كسى بيرون نيايد و آن شب ، - بعدها به ما اطلاع دادند - اينها آن شب بنا داشتند كه تمام سران قوم ، هر كس گوشش مىجُنبيد بِكُشند و تصفيه كنند تا تمام بشود كار ، خدا نخواست ، آن قيام ملت و آن قيام نورانى ملت ، ملت متعهد كه بعدش كه اينها قيام كردند ، نيروهاى آن طرف هم به
هامش
( 1 ) - محمد رضا پهلوى .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 467 | السيد الخميني