اقبال نمىكنند .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
آنهايى كه كافر هستند ، كفران نعمت خدا را مىكنند ؛ مستور است واقعيات پيش آنها ، در سطح و در تيرهگى هستند ، كه اينها اوليايشان طاغوت است . كار طاغوت چيست ؟ يُخْرِجُهُمْ
مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ
از نور ، از نور مطلق ، از هدايت ، از استقلال ، از مليت ، از اسلاميت ، اينها را بيرون مىكند و وارد مىكند در ظلمتها . در اين ظلمات اينها را وارد مىكنند .
شرق بايد خود را بازيابد
ماها الآن خودمان را گم كرديم ، مفاخر خودمان را الآن گم كرديم . مَآثِر خودمان را گم كرديم . تا اين گم شده پيدا نشود ، شما مستقل نمىشويد ، بگرديد پيدايش كنيد ، بگرديد شرق را پيدا كنيد . تا ما اين طور هستيم ، تا نويسندههاى ما آن طور است ، تا روشنفكرهاى ما آن طور فكر مىكنند ، تا آزاديخواهان ما آن طور آزادى غربى را مىخواهند ، همين است كه هست . فرياد مىزنند كه اختناق است ، اختناق است ، آزادى نيست ! چه شده است كه آزادى نيست ؟ نمىگذارند اين آخوندها ، زنها و مردها را با هم توى دريا بروند بغلطند ! اين آخوندها نمىگذارند كه اين جوانهاى ما آزاد باشند بروند در مشروبخانهها و در قمارخانهها و در فحشا فرو بروند ، آزادى نيست ! اينها نمىگذارند كه راديو و تلويزيون ما ، زنهاى لخت را نشان بدهد و آن وجه وقيح را ، فضيح را ، قبيح را ، و بچهها و جوانهاى ما را مشغول كند !
آزادى وارداتى و غربى ، تخديركنندهء افكار جوانان
اين يك آزادى وارداتى است كه از غرب آمده است . « آزادى استعمارى » است . يعنى ممالك مستعمره را ديكته كردند به آنهايى كه خائن به مملكت هستند به اينكه ترويج اين آزاديها را بكنيد . آزادند كه هروئين بكشند ، چه بكنند . آزادند كه افيون بكشند ، آزادند كه به قمارخانهها بروند ، آزادند كه به عشرتخانهها بروند ، آزادند كه به سينماها بروند . نتيجه چه ؟ نتيجه اينكه اين جوانهايى كه بايد براى يك مملكت و براى سرنوشت يك مملكت فعاليت داشته باشند نسبت به سرنوشت مملكت بىتفاوت باشند .