پياده كنند . در زمان رضا شاه پياده شد ، و به طور سختى هم پياده شد و بعد از آنكه ديدند آن سختيها مشكل است و نمىشود ، به ترتيب شيطانى ، يكى اينكه اسلام را در بين تودهها ، در بين مردم ، كوچكش كردند . قلمهاى اجير آنها و تبليغات دامنهدارشان راجع به اينكه اين اسلام مال زمان سابق بوده است ! چيزى كه مال هزار و چهار صد سال پيش از اين است ، ديگر حالا - حتى حالا هم اگر شما ديده باشيد ، گاهى وقتها جرأت نمىكنند بگويند ، اما مىگويند و لو يك كلمهاى را . اين يك راه بود كه اسلام را اصلًا از نظر مردم بيندازند ؛ اسلام كهنه شده است - ديگر حالا وقت عصر نوين است ، حالا عصر تجدد است ، حالا عصر موشك است ، در عصر موشك ديگر اسلام نبايد مطرح بشود !
توطئهء غرب در تضعيف روحانيت
يك راه ديگرش هم ، كه در عَرْض همين دنبال مىشد ، اينكه روحانيت را از دست مردم بگيرند ؛ اينها در بارىاند . اينها انگليسىاند ! خود انگليسها تزريق مىكردند ، خود انگليسها به مردم اين طور مىگفتند ، كه اينها انگليسىاند ؛ اينها منحرفاند ؛ انگليسىاند ! خودشان به مردم اين طور مىگفتند . آنهايى كه اجير بودند از طرف آنها به مردم اين طور تزريق مىكردند . خوب ، سابق در ده - بيست سال پيش از اين ، بيست سال پيش از اين ؛ يا يك قدرى بيشتر ، انگليس معروف بود و مطرح بود ، بعد امريكا جلو افتاد . . . اينها دربارىاند ، اينها انگليسىاند ، اينها را گذاشتهاند براى اينكه مردم را خواب بكنند ! دين اصلش تخدير است ، دين مِثْل مخدّرات مىماند ؛ مردم را خواب مىكند كه آنها ببرند ، بچاپند . روحانيت هم عامل انگليسها هستند ! اينها آمدهاند اينجا مردم را خواب كنند كه آنها بچاپند و اينها حرف نزنند . مردم را اينها خواب مىكنند . آنها اموالشان را مىبرند و خودشان خواباند و مُلتفت نيستند .
اين دو نقشه بود كه اسلام را از نظر مردم پايين بيندازند و مردم به آن بىاعتنا بشوند ، و آنها هم كه اسلام را ترويج مىكنند - از آنها هم مىترسيدند - آنها را هم منحط كند ؛ تا اينكه اين دو تا قدرت وقتى كه از ملت گرفته شد ، ديگر ملت نمىتواند كارى انجام بدهد .