به آنها همه ، به اينكه ما كردها ، ملت كُرد ، كه با شما يكى هستند ، چه طور شده است كه حالا همهء مردم را شما وادار كرديد ، همهء ايران بر ضد كُردها قيام كردند ؟ در صورتى كه همه ايران مىدانند كه بر ضدِ ضد كُردها قيام كردهاند ، نه بر ضد كُردها . چون ما هميشه داد اين معنا را داريم كه كردها با ما برادر هستند . مع ذلك مطلب به اين روشنى را دارند به من تلگراف مىكنند ؛ به مهندس بازرگان تلگراف مىكنند و تلكس مىزنند . وضع اين طورى است كه مىخواهند اين طور نمايش بدهند ، همين اشخاصى بودند ، همين اشخاص هستند كه اسلام را به مردم اين طورى نمايش مىدهند كه اسلام آمده است كه مردم را خواب كند ، اسلام آمده است كه طبقهء مستضعف را خواب كند ، تا بزرگها اينها را بخورند و اينها صدايشان درنيايد ! غافل از اينكه تاريخ در كار هست ؛ تاريخ هست . تاريخ اسلام كه ديگر خيلى دور نيست . راجع به همهء اديان اينها مىگويند . خوب ، اين تاريخ هست .
همهء انبيا از طبقهء مستضعف بودند
همهء اديان وقتى كه شما ملاحظه بكنيد ، سران اين اديان كه انبيا بودند ، اينها از طبقهء مستضعف قيام كردند و طبقهء مستضعف را بر ضد قدرتها شوراندند . حضرت ابراهيم خودش بوده و يك تبرى ؛ از طبقهء پايين ، در مقابل آن نمرود « 1 » عصر قيام كرد ، و آن مظاهر آنها ، كه مظاهر اشرافيتشان بود و بت هم آن وقت [ از ] مظاهر اشرافى بود ، آنها را شكست . حضرت موسى هم يك شبان و يك عصا ؛ از همين طبقهء مستضعف . اين طبقه را بر ضد فرعون و بر ضد دستگاه طاغوتى برافراشت ؛ اينها را برانگيخت بر ضد آنها ؛ نه اينها را خواب كرد تا آنها بخورند ! اينها را بيدار كرد كه آنها را بكُشند . عكس آنكه نويسندههاى خائن ما و نويسندههاى خائن تر خارجيها مىگويند كه دين ؛ افيون جامعه است ، و انبيا آمدهاند كه جامعه را با اين افيون خواب بكنند ، و قدرتمندها و طاغوتها جامعه را بمكند و اينها خواب باشند . درست وقتى تاريخ انبيا را ملاحظه كنيد ، عكس اين
هامش
( 1 ) - نام پادشاه بابِل كه ادعاى خدايى كرد و ابراهيم خليل ( ع ) را در آتش افكند .