هر چه درس بخوانيد و به اسم « ربّك » نباشد ، از صراط مستقيم دوريد . و هر چه زيادتر درس بخوانيد دور تر مىشويد . اگر اعلَمِ مَن فى الأرض بشويد و به اسم ربّك نباشد ، ابعَدِ از خداى تبارك و تعالى هستيد ! از صراط مستقيم بعيدتر مىشويد . يا صراط مستقيم است ، كه يك سرش جسر جهنم ، يك طرفش طبيعت است ؛ يك طرفش بهشت است . آخر مرتبهء بهشت « لقاء اللَّه » است . آنجايى است كه غير انسان هيچ كس راه ندارد ؛ فقط انسان راه دارد . و ما همه الآن در جسر جهنم واقع شديم . « طبيعت » متن جهنم است . در آن عالم ظهور كه مىكند ، طبيعت جهنم است . الآن ما در متن جهنم داريم حركت مىكنيم . اگر اين راه را طى كرديم ، آن روز كه جسر جهنم ظاهر مىشود ، در اين چشمهاى مردم در آن عالم ظاهر مىشود ، آنكه اين راه را طى كرده است از آن جسر عبور مىكند ؛ آنكه اين راه را طى نكرده است در جهنم واقع مىشود ؛ مىافتد از راه . كج است ديگر . يك راه مستقيم ، كه اوصافش هم كه گفتند و شنيديد و دقيقتر از موست ، راه باريك است و تاريك است ، و نور « هدايت » مىخواهد :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
. خداوند هدايت كند ما را .
نورانيت و ظلمانيت علم
شما آقايان ، كه در راه اسلام و علم قدم برمىداريد و متلبس به لباس اسلام و لباس انبيا شدهايد و متلبس به لباس روحانيت شدهايد ، گمان نكنيد كه درس خواندن بدون اينكه قرائت به اسم رب باشد برايتان فايده دارد . گاهى ضرر دارد . گاهى علم غرور مىآورد . گاهى علم انسان را پرت مىكند از « صراط مستقيم » . اينهايى كه دينساز بودند اكثراً اهل علم بودند . اينهايى كه دعوت بر خلاف واقع كردند اكثراً از اهل علم هستند . چون علم قرائت به اسم رب نبوده است . انحراف داشته است از اول . اين راه انحرافى هر چه پيش رفت ، بيشتر انحراف حاصل مىشود ؛ دور تر مىشود از انسانيت . چه بسا يك نفر آدم فيلسوفِ اعظم است ، به حسب نظر مردم ، فقيه اكرم است به حسب نظر مردم ، همه چيز مىداند ، انبار معلومات است ، لكن چون قرائت به اسم رب نبوده است ، از صراط مستقيم دور تر شده است . و از همه دور تر . هر چه انبار زيادتر وِزرش زيادتر . هر چه انبار بزرگتر