است : يك جنبهء رحمانى و يك جنبهء شيطانى . قرائت به « اسم رب » ؛ قرائت كه شروع شد ، با « اسم رب » شروع شد . علم با اسم رب ، قرائت با اسم رب ، ديدن با اسم رب ، شنيدن با اسم رب ، گفتن با اسم رب ، درس خواندن با اسم رب ، همه چيز به اسم رب . عالَم با اسم رب شروع شده است . خداى تبارك و تعالى عالَم را با اسم خودش شروع كرده است . بناى عالَم با اسم خداست . و انسان كه يك عالَمى است ، عالَم صغير و به حسب واقع كبير ، قرائت ، اول تعليمى كه به او مىشود و اول برنامهاى كه براى رسول اكرم آمده است اين است كه
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
. نه همين طور قرائت كن ، نه همين طور درس بخوانيد ، نه همين طور ترويج بكنيد ، نه همين طور منبر برويد ، نه همين طور تبليغ بكنيد ؛ درس بخوانيد به اسم رب . برنامه است . تبليغ بكنيد به اسم رب . منبر برويد به اسم رب . گوش كنيد به اسم رب . صحبت كنيد به اسم رب . كه اگر اسم رب را از اشيا جدا كنند ، به يك معنا هيچ هستند و هيچ مىشوند . همه چيز با اسم رب چيز است . همهء آوازها از خداست . با اسم رب عالَم شروع شده است ؛ و با اسم رب ختم مىشود . شما هم بايد با اسم رب شروع كنيد ؛ و با اسم رب ختم كنيد . علامت خدا در همه چيز هست . و بايد ما استشعار كنيم اسم خدا [ را ] . همهء عالَم اسم خداست . شماها همه اسم خدا هستيد . با اسم خدا همه چيز تحقق پيدا كرده است . و همه اسم خدا هستيد .
انسان موجود ناشناخته
ما بايد اين معنا را ادراك كنيم بفهميم كه همه از اوست ؛ و همه به او رجوع مىكنند :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
. از او هستيم ، و به اوست همه چيز . ديگران نيستند ، هيچند ؛ هر چه هست اوست . ما بايد ادراك اين معنا را بكنيم . انبيا آمدند كه ما را هوشيار كنند ؛ تربيت كنند . انبيا براى انسان آمدهاند و براى انسانسازى آمدهاند . كتب انبيا كتب انسانسازى است . قرآن كريم كتاب انسان است . موضوع علم انبيا انسان است . هر چه هست با انسان حرف است . انسان منشأ همهء خيرات است . و اگر انسان نشود ، منشأ همهء ظلمات است . در سر دو راهى واقع است اين موجود : يك راه ، راه انسان . و يك راه ، راه منحرف از انسانيت . تا از چه