تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
0 وقت هم اعوجاج داشتند اما اين حرفها خيلى پيدا نشده بود ) يك چيز تازه‌اى آورده بودند ، گفتند : ما يك چيز تازه‌اى فهميديم ؛ گويا آن عبارت از اين است كه قيامت همين جا [ ست ] ؛ هر چه هست همين است ؛ اينكه قيامت است همين است . همين جا جزاست و همين جا ، هر كه هر چه هست ؛ ختم مىشود به همين . حياتْ يك حيات حيوانى است و وقتى مُرد تمام است ، مابقىاش همين جاست ديگر . نمىگفت قيامت را قبول ندارم ، مىگفت قيامت اينجاست . نه اينكه اصل آيات قيامت را من قبول ندارم ، مىگفت آيات قيامت هم مقصود همين جاست .

غفلت در نگرش چند بعدى به اسلام

اين طايفه‌اى كه حالا پيدا شده‌اند و متدينند و انسان به آنها علاقه دارد لكن اشتباه كارند ، مشتبه‌اند ، انسان وقتى نگاه مىكند همهء كتابهايشان را و همهء نوشته‌هايشان را ، چيزهايى كه در مجلات و در غير مجلات نوشته‌اند و اينها ، مىبيند كه اصلًا مطلبى نيست ؛ اسلام آمده است كه آدم بسازد يعنى يك آدمى كه طبقه نداشته باشد ديگر ، همين را بسازد ؛ يعنى حيوان بسازد . اسلام آمده است كه انسان بسازد اما انسان بىطبقه ؛ يعنى همين . يعنى در اين زندگى يكجور زندگى بكنند و در اين عالم يك نحو زندگى بكنند ؛ و يك دولت باشد و به اينها جيره بدهند ، همه على السّواء جيره بدهند ، و همه هم خدمت دولت را بكنند و اينها . اينها كانّه آيات و ضروراتى كه در همهء اديان است ، آنها را نديده مىگيرند . آيات را ، آن قدرى را كه دلشان خواست و مىتوانند ، تأويل كنند به همين مطالب و آنهايىاش كه ديگر نمىتوانند تأويل كنند ، اصلًا ذكرى از آن نكنند ، مَنْسى « 1 » باشند . چنانچه آنها هم وقتى كه هر چه از آيات را كه مىشد برگردانى به آن معناى عرفانى كه آقا فهميده است ، ذكرش مىكرد و برمىگرداند به همان معناى عرفانى . ملاحظه مىفرماييد كه در قضيهء
هامش
( 1 ) - فراموش شده .