تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
معنويات ، اينها تمام معنويات را به ماديات بر مىگردانند ، عكس آنها . آنها مىگفتند كه اصلًا اسلام آمده است براى اينكه توحيد و سايرِ - مثلًا - مسائل عقلى الهى را تعليم بكند و ساير چيزها ، همه مقدمهء آن است و اينها را بايد رها كرد و خُذِ الْغايات « 1 » بايد شد . از اين جهت اعتنا به فقه - البته نه همه ، بعضى شان - به فقه و فقها و اعتنا به اخبار و اعتنا به ظواهر قرآن [ و ] كثيرى از احكامى كه در قرآن هست ، اينها را كار نداشتند ؛ رد نمىكردند لكن مثل رد كردن بود ؛ همان كار نداشتن و بىطرف بودن و چى كردن و از آن طرف هم اصحاب اينها را تخطئه كردن و قشرى خواندن اينها . اين معنايش اين بود كه ما
نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ
« 2 » و بعضىاش را نه ، ما كار نداريم يا قبول نداريم . جنبهء ماديت ، حالا كه در دنيا غلبه پيدا كرده است به اين سختى و دنيا با زرق و برق زياد شده است و - عرض مىكنم كه - اصحاب دنيا خيلى زياد شده‌اند ، حالا هم يك دسته‌اى پيدا شده‌اند كه اصل تمام احكام اسلام را مىگويند براى اين است كه يك عدالت اجتماعى پيدا بشود ؛ طبقات از بين برود . اصلًا اسلام ديگر چيزى ندارد ؛ توحيدش هم عبارت از توحيد در اين است كه ملتها در زندگى توحيد داشته ، واحد باشند . عدالتش هم عبارت از اين است كه ملتها همه به طور عدالت و به طور تساوى با هم زندگى بكنند ؛ يعنى ، زندگى حيوانى على السواء ! يك علفى همه بخورند و على السواء با هم زندگى بكنند و - عرض مىكنم - به هم كار نداشته باشند ، همه از يك آخورى بخورند . اين همه آياتى كه وارد شده است راجع به معاد و راجع به - عرض مىكنم - توحيد ، و آن همه براهينى كه وارد شده است راجع به اثبات يك نشئهء ديگرى « 3 » ، اينها [ را ] آنى كه متدين است غَمْضِ عين مىكند ، چشمهايش را از اين آيات مىپوشد و مىرود سراغ آيات ديگر ؛ آنى كه خيلى تدينش قوى نيست تأويل مىكند و همين . در آن ايام جوانى ، يك روز ما ديديم دو - سه تا از اين طلبه‌ها آمدند ( كه البته آن
هامش
( 1 ) - خُذِ الغاياتِ وَ اتْرُك المبادى ؛ به غايات متوجه شو و مبادى را رها كن . ( 2 ) - اقتباس از آيهء 150 سورهء نساء . ( 3 ) - عالم ديگرى .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 222 | السيد الخميني