آن مرتبهء پايين ، مرتبهء درجهء پايين ، تا هر درجهاى كه بالا برود ، همهء اينها را سر و كار با آن دارد . مثل اين حكومتها نيست كه فقط به باب سياست مُلكى كار داشته باشند ؛ همان طورى كه سياست مملكتى دارد اسلام ، و بسيارى از احكامش احكام سياسى است ، يك احكام معنوى دارد ؛ يك حقايق هست ، يك معنويات هست . چيزهايى كه در رشد معنوى انسان دخالت دارد ، احكام بر آن هست ؛ چيزهايى كه در تربيت معنوى انسان هست ، بر آن احكام هست ؛ و در مرتبهء پايين ترش هم كه مرتبهء اخلاق باشد ، احكام اخلاقى دارد . - عرض مىكنم كه - تربيتهاى اخلاقى مىكند اسلام . در مرتبهء معاشرتش هم كه هست ، با هر كس معاشر باشد ، حكم دارد اسلام . خودش - فى نفسه - احكام دارد ، خودش با عيالش احكام دارد ، خودش با اولادش احكام دارد ، خودش با همسايهاش احكام دارد ، خودش با هم محلهاش و جارش « 1 » احكام دارد . با هم مملكتش احكام دارد ، با همدينش احكام دارد ، با مخالفينِ از دينش احكام دارد ، تا بعد از موت . از قبل از اينكه اصلًا تولدى در كار باشد و قبل از زِواجْ احكام دارد تا زواج ، و تا حمل و تا تولد و تا تربيت در بچگى و تربيت بزرگتر و تا حد بلوغ و تا حد جوانى و تا حد پيرى و تا مردن و در قبر و ما بَعْدَ القبر . قطع نمىشود به همانى كه توى قبر گذاشتند ، مسأله تمام شد ؟ اينها اول كار است . همهء اينها ، همهء اين زندگى بشر در اينجا و تربيتهايى كه در اينجا عقلانى و اخلاقى و اينها مىشود ، اينها آن وقتى كه از اين عالم منفصل شد و مرتبهء كمال پيدا شد و مرتبهء - عرض مىكنم - تجرد پيدا شد ، مرتبهء هر چه كه پيدا شد ، بعد از اينكه در قبر رفت ، آن وقت عالم قبر - خودش - اولِ حياتى است ، حيات روحانى قبرى ؛ حيات روحانى و معنوى - عرض مىكنم كه - برزخى ؛ [ حتى ] حيات روحانى بالاتر از برزخ . و اسلام و احكام اسلامى كه خداى تبارك و تعالى اين احكام را فرستاده است ، مقصور « 2 » به اين عالم نيست و مقصور به آن عالم هم نيست
هامش
( 1 ) - همسايه .
( 2 ) - كوتاه شده ، محدود .