تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
كلمهء شريفه ازلا و ابدا نمىشد ، ولى در قضاى الهى حتم است كه نبى ختمى ، صلّى اللّه عليه و آله ، اظهار اين اشاره فرمايد . و چون در جذبهء مطلقه باقى نبود و مقام برزخيت را دارا بود ، فرمود : اللَّه أحد . و اللَّه اسم جامع اعظم و رب مطلق خاتم است ، و با عين برزخى كثرت اسمائى به ظهور واحديت ، عين همان تجلى غيبى خفايى به مقام احديت است ، نه جنبهء احديت در قلب چنين سالك بر واحديت غلبه دارد ، و نه واحديت بر احديت . و تقديم اللّه بر أحد ، با آنكه اسماء ذاتيه در اعتبار مقدم است ، شايد اشاره به مقام تجلى به قلب سالك باشد ، زيرا كه در تجليات ذاتيه براى قلوب اوليا اوّل تجلى به اسماء صفاتيه ، كه در حضرت واحديت است ، واقع شود ، پس از آن ، به اسماء ذاتيهء احديّه . و ذكر « اللّه » و اختصاص آن از بين اسماء - با آنكه به حسب كيفيت سلوك و نقشهء تجلى اوّل به مظاهر اسم اللّه ، كه ساير اسماء است ، به مناسبت قلب سالك تجلى مىشود ، پس از آن در آخر تماميت سلوك در اسماء صفاتيه تجلى به اسم اللّه مىشود - تواند كه به يكى از دو نكته باشد : يا اينكه اشاره به آن باشد كه تجلى به هر اسمى تجلى به اسم اللّه است ، از باب اتحاد ظاهر و مظهر خصوصا در حضرت الهيت . يا آنكه اشاره به غايت سلوك « واحد » ى باشد كه تا آن محقق نشود سالك شروع به سلوك « احد » ى نكند . بالجمله ، بنابراين بيان ، هو اشاره به مقامى است كه منقطع است از آن اشاره و آمال عارفين و مبرا از اسم و رسم و منزه از تجلى و ظهور است . و أحد اشاره به تجلى به اسماء باطنهء غيبيه است . و اللّه اشاره به تجلى به اسماء ظاهريه است . و به اين سه جمع اعتبارات اوليهء حضرت ربوبيت متحقق گردد . و چهار اسم ديگر ، كه « صمديت » جامع آنهاست ، به حسب بعض روايات [ 1 ] از اسماء سلبيهء تنزيهيه است كه به تبع اسماء ثبوتيهء جماليه اعتبار شود ، چنانچه در ذيل يكى از احاديث اشاره به آن شده . [ 2 ] تا اينجا كه ذكر شد ، در صورتى است كه بسم اللّه متعلق به كلمهء شريفهء قُلْ باشد . و تواند متعلق به هر يك از اجزاى اين سورهء شريفه باشد . و بنا بر هر يك ، تفسير سوره و بسم اللّه آن فرق مىكند . و ذكر آن چون موجب تطويل است ، از آن صرف نظر كرديم . و شيخ ما ، عارف كامل ، شاه‌آبادى ، روحى فداه ، مىفرمود كه « هو برهان بر
هامش
[ 1 ] امام باقر ( ع ) مىفرمايد : فقال : اللّه أحد ، اللّه الصّمد ثمّ فسّره فقال :لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفَواً احدٌ .توحيد صدوق ، ص 91 ، « باب 4 » ، حديث 3 . تفسير برهان ، ج 4 ، ص 525 . [ 2 ] قال الباقر ( ع ) : أنّ الصّمد هو السيّد المصمود إليه هو معنى صحيح موافق لقول اللّه عزّ و جلّ :« ليس كمثله شيء »اصول كافى ، ج 1 ، ص 124 ، « كتاب التوحيد » ، « باب تأويل الصمد » ، حديث 2 .