تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
معناى « بسم اللّه » مختلف شود . بلكه به حسب هر فعلى از افعال كه مبدوّ به « بسم اللّه » است معانى آن مختلف شود ، و آن متعلق به همان فعل است . و عارف به مظاهر و ظهورات اسماء الهيه شهود كند كه جميع افعال و اعمال و اعيان و اعراض به اسم شريف اعظم و مقام مشيت مطلقه ظاهر و متحقق است ، پس در مقام اتيان آن عمل و ايجاد آن متذكر اين معنى شود در قلب ، و سريان دهد آن را تا مرتبهء طبيعت و ملك خود و گويد : بسم اللّه . يعنى به مقام مشيت مطلقهء صاحب مقام رحمانيت ، كه بسط وجود است ، و مقام رحيميت ، كه بسط مقام كمال وجود است ، يا صاحب مقام رحمانيت ، كه مقام تجلى به ظهور و بسط وجود است ، و مقام رحيميت ، كه مقام تجلى به باطنيت و قبض وجود است . آكل و أشرب و أكتب و أفعل كذا و كذا . پس ، سالك إلى اللّه و عارف باللّه در نظرى جميع افعال و موجودات را ظهور مشيت مطلقه و فانى در آن بيند ، و در اين نظر سلطان وحدت غلبه كند و « بسم اللّه » را در جميع سور قرآنيه و در جميع افعال و اعمال به يك معنا داند . و در نظرى كه متوجه عالم فرق و فرق الفرق شود ، براى هر بسم اللّه در اوّل هر سوره و در به دو شروع هر عملى معنايى ببيند و مشاهده كند غير ديگرى . و در اين مقام كه اكنون هستيم ، كه مقام تفسير سورهء شريفهء « توحيد » است ، « بسم اللّه » آن را مىتوانيم متعلّق به كلمهء شريفهء قل بگيريم . و در اين صورت ، مقصود از « بسم اللّه » در كسوهء تجريد و غلبهء توحيد مقام مشيت مطلقه است ، و در كسوهء تكثير و مقام توجه به كثرات تعينات آن است ، و در مقام جمع بين مقامين ، كه مقام برزخيت كبرى است ، « مشيت » به مقام وحدت و كثرت و ظهور و بطون ، و « رحمانيت » و « رحيميت » به معناى دومى است . و در آيهء شريفهء
قُلْ هُوَ اللّه أَحَدٌ
چون جميع بين احديت غيبيه و الوهيت اسمائيه است ، از اين جهت اسم اللّه به حسب مقام سوم ، يعنى مقام برزخيت ، مقصود است ، پس ، از مقام غيب احدى به قلب تقىّ نقىّ احدى احمدى محمدى خطاب آيد كه : قل به حسب اين نشئهء برزخيهء كبرى به ظهور اسم اللّه ، كه آن مقام مشيت مطلقه و صاحب تعين و ظهور رحمانيت در عين رحيميت و بسط در عين قبض است . هو و اين كلمهء شريفه اشاره به مقام « هويت مطلقه » است من حيث هي هي ، بدون آنكه متعين به تعين صفاتى يا متجلى به تجليات اسمائى باشد ، حتى اسماء ذاتيه كه در مقام احديّت اعتبار شود . و اين اشاره از غير صاحب اين قلب و داراى اين مقام ممكن نيست ، و اگر مأمور نبود به اينكه نسبت حق را ظاهر كند ، متفوه به اين