تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
قوله : الكعبة « كعبه » اسم خانهء خداست . و بعضى گفته‌اند به واسطهء آنكه شبيه به مكعّب است آن را « كعبه » گفته‌اند ، يا به واسطهء تربيعش آن را به اين اسم تسميه كرده‌اند . « 1 » و « مكعّب » در اصطلاح رياضيين جسمى است كه بر آن احاطه كرده باشد شش سطح مساوى بر زواياى قائمه . قوله : و الرّوح « روح » در عرف اطبا عبارت است از بخار لطيفى كه از حرارت خون حيوان در قلب حادث شود . گويند از براى قلب دو تجويف مىباشد : يكى در جانب ايمن ، كه خون از كبد در آن منجذب شود ، و در آنجا حرارت قلب او را تبخير كند ، و آن بخارات در تجويف ايسر قلب سارى شود ، و در آنجا به واسطهء اعمال قلب تلطيف شود و روح حيوانى از آن تشكيل شود و در شرائين جريان پيدا كند به واسطهء قبض و بسط قلب به ترتيبى كه مذكور است در محل خود . پس منبع اين روح حيوانى قلب است و مجراى آن شرائين است . و گاهى اطلاق « روح » كنند به خون كه در كبد متمركز است و مجراى آن أورده است ، و آن را « روح طبيعى » گويند . چنانچه « روح » در اصطلاح حكما گاهى اطلاق شود بر روح نفسانى ، كه مبدأ آن دماغ و مجراى آن اعصاب است ، و آن ظهور و نازلهء روح مجرد « امر » ى است كه سرّ سبحانى و « روح اللّه » مشار إليه بقوله : و نفخت فيه من روحى مىباشد . و پس از اين ، بيان آنكه اين روح منفوخ به نفخهء الهيه و مصطفى و مختار حق جلّ و علا است مىشود ان شاء اللّه .

فصل در بيان آنكه آدم مظهر تامّ الهى و اسم اعظم حق جلّ و علاست

بدان كه ارباب معرفت و اصحاب قلوب فرمايند از براى هر يك از اسماء الهيه در حضرت واحديت صورتى است تابع تجلى به فيض اقدس در حضرت علميه ، به واسطهء حبّ ذاتى و طلب مفاتيح غيب الّتى لا يعلمها إلّا هو . [ 1 ] و آن صورت را « عين ثابت » در اصطلاح اهل الله گويند . و به اين تجلى به فيض اقدس اوّلا تعينات اسمائيه حاصل آيد ، و به نفس همين تعين اسمى صور اسمائى ، كه اعيان ثابته است ، محقق گردد . و اوّل اسمى كه به تجلى احديت و فيض اقدس در حضرت علميهء واحديّه ظهور يابد و مرآت آن تجلى گردد ، اسم اعظم جامع الهى و مقام
هامش
[ 1 ] اشاره است به آيهء مباركهو عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إلّا هُوَ( و نزد او كليدهاى غيب است كه كسى جز او آن را نمىداند . ) ( انعام - 59 ) . ( 1 ) مجمع البيان ، در تفسير آيهء 97 سورهء « مائده » ، قاموس اللغة ، ذيل كلمهء « كعب ، كعبة » .