فصل در بيان معنى تفويض امر به رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، چنانچه در اين حديث شريف است و احاديث كثيرهء ديگر نيز دلالت بر آن دارد .
بدان كه از براى « تفويض » يك معنايى است كه در مبحث جبر و تفويض مذكور است . و آن عبارت از آن است كه حق تعالى در امرى از امور ، از غايت القصواى خلقت عوالم غيبيه و مجرده تا منتهى النهايات عالم خلق و تكوين ، خود را ، نعوذ باللّه ، از تصرف قيّومى در آن منعزل فرمايد ، و امر آن را به موجودى ، چه كامل و تامّ و روحانى و صاحب اختيار و اراده ، يا موجودى طبيعى و مسلوب الشعور و الارادة ، واگذار كند كه آن موجود در آن امر تصرف تامّ مستقل داشته باشد . و « تفويض » به اين معنا نه در امر تكوين و نه در امر تشريع و در سياست عباد و تأديب آنها به احدى ممكن نيست بشود ، و مستلزم نقص و امكان در واجب و نفى امكان و احتياج در ممكن است .
و در مقابل آن « جبر » است . كه آن عبارت است از سلب آثار خاصه از مراتب وجود ، و نفى اسباب و مسبّبات يكسره و القاى وسايط يكباره . و اين نيز مطلقا باطل و مخالف با برهان قوى است . و اين نيز اختصاص به افعال مكلفين ندارد ، چنانچه مشهور است ، بلكه نفى جبر و تفويض به اين معنا سنّة اللّه جاريه است در تمام مراتب وجود و مشاهد غيب و شهود . و تحقيق اين خارج از وظيفهء اين اوراق است . و اخبارى كه نفى جبر و تفويض فرمودند به اين معناى از تفويض محمول است . و اين اخبارى كه اثبات تفويض نموده - چه در تشريع بعض احكام مثل روايت شريفى كه در كافى سند به حضرت باقر عليه السلام ، رساند كه فرمود : « رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، قرار داد ديهء عين و نفس را ، و حرام فرمود نبيذ و هر مسكرى را .
شخصى از آن حضرت پرسيد : « بدون آنكه چيزى بيايد ؟ » ( يعنى وحى برسد ) فرمود : « آرى ، تا معلوم شود كسى كه اطاعت رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، كند از كسى كه معصيت او كند . » [ 1 ] و مثل اضافه نمودن بر نمازها چند ركعت ، « 1 » و
هامش
[ 1 ] عن زرارة ، عن أبي جعفر ( ع ) قال : وضع رسول اللّه ( ص ) دية العين و دية النّفس و حرّم النبيذ و كلّ مسكر فقاله له رجل : وضع رسول اللّه ( ص ) من غير أن يكون جاء فيه شيء ؟ قال : نعم ، ليعلم من يطع الرّسول ممّن يعصيه .
اصول كافى ، « كتاب الحجة » ، « باب التفويض إلى رسول اللّه ( ص ) و إلى الأئمة ( ع ) فى أمر الدين » حديث 7 .
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 3 ، « كتاب الصلاة » ، باب 13 از « ابواب أعداد الفرائض » ، حديث 12 ، 14 .