تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
فطرت و معوّج از طريقهء مستقيمه است . و از حضرت رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، منقول [ است ] كه بر زمين خطى مستقيم كشيدند و خطوط ديگرى در اطراف آن كشيدند و فرمود : اين خط مستقيم وسطى طريقهء من است . « 1 »

در بيان آنكه مؤمن بر طريق مستقيم است

و ثانيا ، مؤمن تابع انسان كامل است . و انسان كامل چون مظهر جميع اسماء و صفات و مربوب حق تعالى به اسم جامع است ، هيچيك از اسماء را در آن غلبهء تصرف نيست ، و خود نيز چون ربّ خود كون جامع است و مظهريت آن از اسمي زايد بر اسمى نيست ، و داراى مقام وسطيت و برزخيت كبرى است و سيرش بر طريقهء مستقيمهء وسطيهء اسم جامع است . و ساير اكوان هر يك اسمى از اسماء محيطه يا غير محيطه در آنها متصرف است و مظهر همان اسم هستند ، و بدء و عود آنها به همان اسم است ، و اسم مقابل آن در بطون است و متصرف آن نيست ، مگر به وجه احديت جمع اسماء ، كه بيان آن مناسب اين مقام نيست . پس ، حق تعالى به مقام اسم جامع و رب الانسان بر صراط مستقيم است ، چنانچه فرمايد : إنّ ربّى على صراط مستقيم . [ 1 ] يعنى مقام وسطيت و جامعيت بدون فضل صفتى بر صفتى و ظهور اسمى دون اسمى . و مربوب آن ذات مقدس بدين مقام نيز بر صراط مستقيم است بدون تفاضل مقامى از مقامى و شأنى از شأنى ، چنانچه در معراج صعودى حقيقى و غايت وصول به مقام قرب ، پس از عرض عبوديت و ارجاع هر عبادت و عبوديتى از هر عابدى به ذات مقدس ، و قصر اعانت در جميع مقامات قبض و بسط به آن ذات مقدس بقوله :
إيّاكَ نَعْبُدُ و إيّاكَ نَسْتَعينُ
، عرض كند :
اهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ ،
و اين صراط همان صراطى است كه ربّ الانسان الكامل بر آن است - آن بر وجه ظاهريت و ربوبيت ، و اين بر وجه مظهريت و مربوبيت - و ديگر موجودات و سائرين إلى اللّه هيچيك بر صراط مستقيم نيستند ، بلكه اعوجاج دارند ، يا به جانب لطف و جمال ، يا به طرف قهر و جلال . و مؤمنين چون تابع انسان كامل هستند در سير و قدم خود را جاى قدم او گذارند و به نور هدايت و مصباح معرفت او سير كنند و تسليم ذات مقدس انسان كامل هستند و از پيش خود قدمى برندارند و عقل خود را در كيفيت سير معنوى إلى اللّه دخالت ندهند ، از اين جهت ، صراط آنها نيز مستقيم و
هامش
[ 1 ] « همانا پروردگار من بر راه راست است . » ( هود - 56 ) . ( 1 ) تفسير القرآن الكريم ، صدر المتألهين ، ج 4 ، ص 52 ، تفسير آية الكرسى ، علم اليقين ، ج 2 ، ص 967 .