تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
مراد از آن نوافل نماز ظهر است ، چنانچه در روايات ديگر تصريح به آن شده . « 1 » و اهتمام به خصوص اين نوافل يا براى آن است كه در خود آنها خصوصيت و اهميّتى است ، و يا براى آنكه از متعلقات صلاة وسطى هستند و موجب اتمام و قبول آن مىباشند . و شايد كه در اين حديث مراد خود نماز ظهر باشد ، كه آن نماز وسطى است ، به اعتبار آنكه در وسط نمازهاى يوميه واقع است ، و حقّ تعالى امر به حفظ آن و قيام به آن بالخصوص نموده در آيهء شريفهء
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا للَّه قانِتينَ
. [ 1 ] و مشهور بين فقها ، رضوان اللّه عليهم ، و اظهر آن است كه صلاة وسطى همان صلاة ظهر است ، و مزيد اختصاص در بين نمازها دارد ، و اوّل نمازى است كه حق تعالى بر آدم ابى البشر ، على نبينا و آله و عليه الصلاة و السلام ، فرو فرستاده توسط جبرئيل ، عليه السلام . و ظاهر آن است كه سفارش جناب رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، به اينكه عليك بصلاة الزّوال براى حفظ حدود و نوافل و وقت آن است ، نه براى اصل اتيان فقط ، چنانچه از امر به محافظهء صلوات ، و خصوصا حفظ نماز ظهر ، نيز چنين استفاده شود . چنانچه در اخبار اهل بيت عصمت ، عليهم السلام ، سفارش دربارهء حفظ اوقات صلوات و اتيان آنها را در اوقات فضيلت آنها بسيار وارد است . بلكه گاهى شود كه تأخير آنها از اوقات فضيلت بدون عذر موجب تضييع و باعث تهاون شود ، خصوصا اگر مداومت بر آن انسان بكند . پر معلوم است كسى كه اهميت به امرى دهد ، ناچار آن را هر چه زود و نيكوتر باشد انجام دهد . به خلاف آنكه اگر آن را سست بشمارد و ناچيز بداند ، كه در اتيان آن نيز تهاون و سستى كند و تغافل ورزد . و خدا نكند كه كار انسان منجر شود به استخفاف به نماز و تهاون و سهل انگارى در امر آن . رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، مستخفّ به نماز را فرمود اگر بميرد و نمازش چنين باشد ، به دين من نمرده است . [ 2 ] بلكه گاهى شود كه انسان به واسطهء استخفاف به امر صلاة و تهاون و سستى در آن ، كارش منجر به ترك آن شود . طبيعى است كه انسان اگر چيزى در نظرش قيمت نداشت ، كم كم از نظرش مىافتد و آن را نسيان مىكند . ما كه در كارهاى دنيايى كمتر فراموشى بر ايمان حاصل مىشود ، خصوصا در مهمّات آن ، براى آن است كه نفس به واسطهء بزرگ شمردن آن و حبّ مفرط به آن توجهش مصروف به آن است و دايما متذكر آنست ، و البته چنين امرى فراموش شدنى نيست . مثلا اگر كسى به شما وعده دهد كه اوّل ظهر روز كذا من به
هامش
[ 1 ] « نمازها و نماز ميانه را نگاه داريد و با فروتنى براى خدا به پا خيزيد . » ( بقره - 238 ) [ 2 ] امام باقر ( ع ) فرمود : بينا رسول اللّه ، صلى اللّه عليه و آله ، جالس في المسجد ، إذ دخل رجل ، فقام يصلّى فلم يتمّ ركوعه و لا سجوده . فقال ، صلى اللّه عليه و آله : نقر كنقر الغراب ! لئن مات هذا و هكذا صلاته ليموتنّ على غير دينى . ( [ روزى ] پيامبر ( ص ) در مسجد نشسته بود فردى بر وى وارد شد و به نماز ايستاد ، ركوع و سجده نماز را به طور كامل به جا نياورد . پيامبر فرمود : « چون كلاغ بر زمين منقار كوبيد ! اگر اين شخص بميرد و نمازش اين باشد ، بتحقيق كه بر دين من نمرده است . ) فروع كافى ، ج 3 ، ص 268 ، « كتاب الصلاة » ، « باب من حافظ على صلاته اوضيعها » . ( 1 ) احاديث 1 - 3 ، 6 از وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 42 - 44 ، « كتاب الصلاة » ، باب 14 « از أبواب أعداد الفرائض »
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 495 | السيد الخميني