عبادت به حدى كه نرسيده است احدى ديگر : رنگش از بيدارى شب زرد شده ، و سوخته شده بود چشمانش از گريه ، و مجروح شده بود جبههء مباركش ، و پاره شده بود بينى او از سجود ، و ورم كرده بود ساقها و قدمهايش از ايستادن در نماز . و فرمود حضرت باقر ، عليه السلام ، نتوانستم خوددارى كنم از گريه وقتى كه او را بدين حال ديدم ، پس گريه كردم براى ترحم به او ، و آن حضرت مشغول تفكر بود . پس توجه فرمود به من بعد از لحظهاى از داخل شدن من ، و فرمود : « اى فرزند ، به من بده بعضى از آن صحيفههايى را كه عبادت على بن ابى طالب ، عليه السلام ، در آن است . پس دادم به او . و قرائت فرمود در آن چيز كمى . پس از آن رها كرد آن را از دست مباركش با حال انضجار و غصّه و فرمود : « كى قوّت عبادت على بن أبي طالب ، عليه السلام ، را دارد ؟ » و عن أبي جعفر ، عليه السّلام : كان عليّ بن الحسين ، عليهما السلام ، يصلّى فى اليوم و اللّيلة ألف ركعة ، و كانت الرّيح تميّله مثل السّنبلة . « 1 » « فرمود حضرت باقر ، عليه السّلام : جناب على بن الحسين ، عليهما السلام ، در شب و روز هزار ركعت نماز مىخواند ، و باد او را مىجنبانيد مثل خوشه . » عزيزم ، قدرى تفكر كن در اين احاديث شريفه ، ببين حضرت باقر ، عليه السلام ، امام معصوم ، از شدت عبادت پدر بزرگوارش و حالت عبادتش گريه كرد . و حضرت سجّاد ، عليه السلام ، با آن شدت مواظبت و كمال عبادت آن حالش بود كه از صحيفهء على بن ابى طالب ، عليه السلام ، چيز كمى خواند و اظهار عجز كرد ! البته همه عاجزند از عبادت مولى الموالى ، و همهء رعيت عاجزند از عبادت معصومين ، ولى نبايد انسان كه از مقام عالى باز ماند يكسره رها كند .
بايد دانست كه اين عبادت ، نعوذ باللّه ، عبث نبوده ، بلكه راه خطرناك و طريق باريك است . و عقبات موت و قيامت مشكل است كه اين طور اهل معارف حقيقيه عجز و الحاح مىكردند . اين سست انگارى ما از ضعف ايمان و سستى عقيده است و از جهل و نادانى است .
بار الها ، تو از سريرهء بندگان آگاهى و قصور و تقصير ما را مطلعى و ضعف و ناتوانى ما را مىدانى ، تو ما را به رحمت خود غرق كردى پيش از آنكه از تو سؤالى كنيم ، نعمتهاى تو ابتدايى و تفضلهاى تو بيسابقهء سؤال و استعداد است ، ما اكنون معترف به تقصير خود هستيم ، كفران نعم غير متناهيهء تو كرديم و خود را مستحق عذاب اليم و دخول جحيم مىدانيم ، و پيش خود چيزى سراغ نداريم و وسيلهاى در
هامش
( 1 ) ارشاد ، ص 256 ، « باب ذكر طرف من أخبار على بن الحسين ( ع ) » .