تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
و إن من شَيْءٍ إلّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ
. [ 1 ] و پر واضح است كه تسبيح و تقديس و ثناى حق تعالى مستلزم علم و معرفت به مقام مقدس حق و صفات جلال و جمال است ، و بدون هيچ گونه معرفتى و علمى متحقق نشود . و در اخبار شريفه به طورى اين مطلب شريف را با صراحت لهجه بيان فرمودند كه به هيچ وجه قابل توجيه و تأويل نيست ، ولى اهل حجاب و محجوبين از معارف الهيه ، از اهل فلسفهء رسميه و مجادلات كلاميه ، تأويل كلام خداوند كردند به تأويلات بارده‌اى كه علاوه بر مخالفت با ظواهر آيات و نصوص آن ، در بعضى موارد ، مثل قضيه تكلم نمل در سورهء مباركهء « نمل » « 1 » ، و مخالفت با نصوص كثيرهء وارده از ائمهء اطهار ، عليهم السلام ، مخالف با برهان متين حكمى نيز مىباشد ، ولى اشتغال به ذكر برهان و مقدمات آن مخالف با وضع اين اوراق است . پس موجودات و ثناى آنها حق را از روى شعور و ادراك است . و در حديث است كه رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمودند كه وقتى قبل از بعثت شبانى مىكردم ، گاهى مىديدم كه گوسفندان بىجهت رم مىكنند و وحشتزده مىشوند . پس از آمدن جبرئيل سبب را سؤال كردم . گفت اين وحشت از صداى ضربتى است كه به كافر مىزنند كه همهء موجودات آن را مىشنوند و از آن رم مىكنند غير از ثقلين . [ 2 ] و اهل معرفت گويند انسان محجوبترين موجودات از ملكوت است مادامى [ كه اشتغال ] به ملك و تدبيرات آن دارد ، زيرا كه اشتغالش از همه بيشتر و قوىتر است ، پس احتجابش از همه بيشتر است و از نيل ملكوت محرومتر است . و نيز از براى تمام موجودات وجههء ملكوتى است كه به آن وجهه حيات و علم و ساير شئون حياتيه را دارند :
وَ كَذلِكَ نُري إبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَ الأرْضِ .
[ 3 ] و اين نيز وجه ديگر است از براى سرايت علم و حيات در موجودات . و پس از آنكه معلوم شد كه تمام موجودات را علم و معرفت است و تمام داراى وجههء ملكوتى هستند ، ولى انسان چون در عرض اين‌ها نيست و از ملكوت نيز محجوب است ، علم به حيات و شئون حياتيهء آنها پيدا نمىكند ، دريغى نيست كه از براى انسان سالك طريق علم و متوجه به حق ، كه سرآمد تمام سلسلهء وجود و
هامش
[ 1 ] « موجودى نيست مگر بستايش او تسبيح گو است ولى شما تسبيح آنان را نمىفهميد . » ( اسراء - 44 ) . [ 2 ] روايت در « كافى » شريف است عن الباقر عليه السلام قال : قال النبى صلى اللّه عليه و آله : « انى كنت أنظر إلى الإبل و الغنم و أنا أرعاها - و ليس من نبىّ إلّا و قد رعى الغنم - فكنت انظر إليها [ قبل النبوّة ] و هي متمكّنة في المكينة ما حولها شيء يهيجها حتّى تذعر فتطير ، فاقول : ما هذا ؟ و أعجب حتّى جاءنى جبرئيل فقال : انّ الكافر يضرب ضربة ما خلق اللّه شيئا إلّا سمعها و يذعر لها الّا الثقلين . ( منه عفى عنه ) . [ 3 ] « و اين سان ملكوت آسمان‌ها و زمين را به إبراهيم نشان داديم . » ( انعام - 75 ) . ( 1 ) تفسير الجامع لأحكام القرآن ، قرطبى ، ج 13 ، ص 169 - 176 .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 417 | السيد الخميني