احاطهء نوريه از مقتبسان مشكاة علمش و مرتبطان به ساحت قدسش .
و بايد دانست كه عبادت بى علم نيز صورت نگيرد ، و از اين جهت عابد را نيز نورى است مخصوص به خود . بلكه نفس ايمان و عبادت حق از سنخ نور است ، منتها نور عابد فقط روشنى براى خود دهد و زير پاى خودش را روشن نمايد و به ديگران روشنى ندهد . از اين جهت مثل آنها مثل ستارگان است در شب بدر كه به واسطهء نور ماه انوار آنها مختفى شده ، به طورى كه براى خود فقط روشنى دهد و به ديگران نفعى نرساند و نورى نبخشد . پس ، مثل عابد در پيشگاه عالم مثل ستاره است ، ولى نه در ليل مظلم ، كه تا اندازهاى نور بخشى نيز كند ، بلكه در شب بدر كه فقط ظاهر هستند نه مظهر .
جناب صدر المتألهين ، قدّس سرّه ، فرمايد كه « مراد به « عالم » در اين حديث شريف غير عالم ربّانى است كه علم او لدنّى و حاصل به موهبت الهى است ، مثل علوم انبيا و اوليا ، عليهم السلام . چنانچه دلالت كند بر اين مدعى تمثيل به قمر ، و الا سزاوار بود كه تمثيل به شمس شود ، زيرا كه نور آن به افاضه حق است بدون واسطهء چيز ديگر از نوع و جنس خود . » انتهى « 1 » كلامه رفع مقامه .
فصل در بيان آنكه علما ورثهء انبيا عليهم السلام هستند
و اين وراثت روحانى است ، و ولادت علما از انبيا ولادت ملكوتى است . و انسان همانطور كه به حسب نشئهء ملكيه و جسمانيه وليدهء ملك است ، پس از تربيت انبيا و حصول مقام قلب براى او ، ولادت ملكوتى پيدا كند . و چنانچه منشأ اين ولادت پدر جسمانى است ، منشأ آن ولادت انبيا ، عليهم السلام ، هستند . پس ، آنها پدرهاى روحانى هستند و وراثت وراثت روحانى باطنى است ، و ولادت ولادت ثانوى ملكوتى است . و پس از انبيا شأن تربيت و تعليم با حضرات علماست كه ورّاث روحانى حقيقى انبيا هستند . و انبيا ، عليهم السلام ، به حسب اين مقام روحانيت ، مالك درهم و دينار و متوجه به عالم ملك و شئون ملكيه نبودند ، وارث آنها به حسب اين مقام غير از علم و معارف چيز ديگر نبوده ، گرچه به حسب ولادت ملكى و شئون دنيوى داراى تمام حيثيات بشريّه بودند :
قُلْ إنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
[ 1 ]
هامش
[ 1 ] " بگو من بشرى مانند شما هستم . " ( كهف - 110 ) .
( 1 ) شرح اصول كافى ، ص 138 ، " كتاب فضل العلم " ، " باب ثواب العالم و المتعلم " ، حديث 1 .